در میان هیاهوی بیرحم ارقام و برجهای شیشهای، نوری لطیف از راه میرسد؛ نوری شبیه مهتاب که برای لحظهای تاریکیِ ذهن آریا را نرم میکند. در این قسمت، با مانا آشنا میشویم؛ زنی که دنیای آریا را رنگی دیگ...
در میان هیاهوی بیرحم ارقام و برجهای شیشهای، نور...
02:25
9
20 ساعت پیش
02:25
قسمت اول: سایهٔ برجسته و سنگین سکوت
15
1 روز پیش
شهر زیر پای آریا زنده بود، اما او در خودش مرده بود. آریا، مردی با ضریب هوشی خیرهکننده و نوابغ اقتصادی، در شلوغترین نقاط اتاق روی صندلی خالیِ درون خودش مینشست. او سالهاست با دردها و خفقان روحی دست...
شهر زیر پای آریا زنده بود، اما او در خودش مرده بود...
03:19
15
1 روز پیش
03:19
مقدمه: در برهوتِ مغز من
25
1 روز پیش
«در برهوتِ مغز من»روایتی از زندگی پنهانِ یک نابغهبعضی آدمها شبیه برجهای نورانیِ وسط شهرند؛ همهچیز را روشن میکنند، همهجا نامشان پیداست و دور و برشان از خنده و سر و صدا پر است. اما وقتی چراغها خام...
«در برهوتِ مغز من»روایتی از زندگی پنهانِ یک نابغهب...