چرا بعضی آدمها، حتی وقتی به زبان خودت باهات حرف میزنن، باز هم انگار ترجمهناپذیرن؟
تو این قسمت از پادکست «شَک» میریم سراغ قصارهای ۲۷ و ۲۸ از فراسوی نیک و بد؛
جایی که نیچه از سختفهمیدهشدن، سوءتفاهم، دوستان «خوب»، ترجمهناپذیریِ تمپو، و دوستی با مردگان حرف میزنه.
از رودخونه و لاکپشت و قورباغه
تا ماکیاولی، پترونیوس، آریستوفانس و افلاطون
و این پرسش عجیب:
آیا بهترین کسانی که ما را میفهمند، اصلاً همعصران ما نیستند؟
این اپیزود دربارهی خوندنِ آهستهست،
دربارهی خندیدن به سوءتفاهم،
و دربارهی اینکه فکر آزاد فقط یک ایده نیست؛
یک ریتمه، یک سبکِ زندگیه.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است