تأثیر کلمات و رفتار و گفتار حضرت بهاء الله در سرزمین نور به قدری شدید بود که گوئی حتی سنگ و درخت و هرچه که در آن جا بود هم در اثر آن، قدرت و زندگانی تازه پیدا کردند
...بعد از این که حضرت بهاء الله از نور به طهران برگشتند
بالاخره ملاّمحمّد تصمیم گرفت دو نفر از شاگردان ممتاز و مشهور خود را به حضور حضرت بهاء الله بفرستد. به آنها گفت: " می روید و میرزا حسینعلی را ملاقات می کنید و
".از حقیقت منظور و اصل دعوت او ...
بالاخره ملاّمحمّد تصمیم گرفت دو نفر از شا...
17:09
35
9 سال پیش
17:09
فصل 1 - قسمت ۱۹ – خانواده نوری
48
9 سال پیش
نبیل: ملاّ محمّد نوری تعریف کرده که ملاّحسین از من پرسید:” آیا امروزه از فامیل میرزا بزرگ نوری کسی هست که معروف باشد و در شهرت و آداب و اخلاق و دانش جانشین او به حساب بیاید؟
” گفتم: ” آری، ...
نبیل: ملاّ محمّد نوری تعریف کرده که ملاّح...
17:54
48
9 سال پیش
17:54
فصل 1 - قسمت ۱۸ – سفر ملاّحسین بشرویهای به طهران
37
9 سال پیش
نبیل: شاگردان سید باقر رشتی شروع به دشمنی با ملاّحسین کردند و نزد سید اسدالله از ورود ملاحسین شکایت کردند تا او را به مخالفت با ملاّحسین برانگیزند
...
نبیل: شاگردان سید باقر رشتی شروع به دشمنی...
16:49
37
9 سال پیش
16:49
فصل 1 - قسمت ۱۷ – پایانِ داستانِ عبدالوهّاب
37
9 سال پیش
نبیل: حاجی عبدالمجید تعریف می کرد که من خیلی عصبانی شده بودم. همین که به آنها رسیدم و چشمم به ملاّعلی افتاد با نهایتِ خشونت حمله ور شدم و شروع به کتک زدنِ او کردم
...
نبیل: حاجی عبدالمجید تعریف می کرد که من خ...
15:30
37
9 سال پیش
15:30
فصل 1 - قسمت ۱۶ – ماموریت ملاّحسین بشرویهای و ملاّعلی بسطامی
48
9 سال پیش
نبیل: حضرت باب به ملاحسین فرمودند که من با جناب قدوس به حج بیت می روم و ترا برای روبه رو شدن با دشمن خونخوارمی گذارم. مطمئن باش که به موهبت کبری فائز خواهی شد
ماندانا: یعنی چی این که گفتین…؟
...
نبیل: حضرت باب به ملاحسین فرمودند که من ب...
17:06
48
9 سال پیش
17:06
فصل 1 - قسمت ۱۵ – سلام بر خورشید
65
9 سال پیش
نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کمال فرح و سرور به خورشید و آفتاب سلام می کردند.
نبیل: این خورشیدی که طلوع می کند و همه دنیا را با نور خودش روشن می کند، تو را به یاد چیزی نمی اندازد
.
...
نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کما...
16:34
65
9 سال پیش
16:34
فصل 1 - قسمت ۱۴ – کودکی و جوانی حضرت باب
49
9 سال پیش
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ روز داشتند که دعوت خودشان را اعلان کردند.
ماندانا : قبلش چی؟ از قبلش نگفتین که کجا بودن و چی کار می کردن
...
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ ر...
16:57
49
9 سال پیش
16:57
فصل 1 - قسمت ۱۳ – آمدن ملّا علی بسطامی
47
9 سال پیش
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد و ملاحسین از منزل حضرت باب بیرون اومد.
...نبیل: بله، ملّا حسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده که
...
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد...
17:41
47
9 سال پیش
17:41
فصل 1 - قسمت ۱۲ – آن شب سرنوشتساز
41
9 سال پیش
نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده بود که من پیش خودم دو موضوع را شرط درستی ادعای کسی می دانستم که ادعای قائمیت کند
ماندانا: بله، سر این دو شرط بودیم. از دیشب تا حالا همه اش ...