نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کمال فرح و سرور به خورشید و آفتاب سلام می کردند.
نبیل: این خورشیدی که طلوع می کند و همه دنیا را با نور خودش روشن می کند، تو را به یاد چیزی نمی اندازد
.
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ روز داشتند که دعوت خودشان را اعلان کردند.
ماندانا : قبلش چی؟ از قبلش نگفتین که کجا بودن و چی کار می کردن
...
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ ر...
16:57
49
9 سال پیش
16:57
فصل 1 - قسمت ۱۳ – آمدن ملّا علی بسطامی
47
9 سال پیش
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد و ملاحسین از منزل حضرت باب بیرون اومد.
...نبیل: بله، ملّا حسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده که
...
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد...
17:41
47
9 سال پیش
17:41
فصل 1 - قسمت ۱۲ – آن شب سرنوشتساز
41
9 سال پیش
نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده بود که من پیش خودم دو موضوع را شرط درستی ادعای کسی می دانستم که ادعای قائمیت کند
ماندانا: بله، سر این دو شرط بودیم. از دیشب تا حالا همه اش ...
نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی ...
17:46
41
9 سال پیش
17:46
فصل 1 - قسمت ۱۱ – به سوی شیراز
43
9 سال پیش
نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر احساس می کرد اما مدت زیادی در بوشهر نماند زیرا احساس می کرد که یک قوه پنهانی او را به سمت شمال و به طرف شیراز می کشاند
...
نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر ...
16:42
43
9 سال پیش
16:42
فصل 1 - قسمت ۱۰ – جستجوی موعود
41
9 سال پیش
نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو تن از شاگردان مشهور سید کاظم یعنی میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی رفتند و سفارشهای استاد بزرگوار را یاد آوری کردند و فرمودند برخیزید تا به جستجوی ...
نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو...
15:48
41
9 سال پیش
15:48
فصل 1 - قسمت ۹ – وفات سید کاظم رشتی
44
9 سال پیش
نبیل : سید کاظم به شاگردانش می گفت به راستی می گویم بعد از قائم، قیّوم ظاهر خواهد شد و پس از باب جمال حسینی آشکار می شود. آن وقت سرّ کلمات شیخ احمد معلوم می شود…
...
نبیل : سید کاظم به شاگردانش می گفت به راس...
16:28
44
9 سال پیش
16:28
فصل 1 - قسمت ۸ – آخرین سالهای سید کاظم رشتی
61
9 سال پیش
نبیل : سیدکاظم با کمال شجاعت هر نوع اذیت و آزاری را تحمّل می کرد تا این که بالاخره همه دشمنانش خوار و ذلیل شدند.
ماندانا : مگه چطور شد؟
...
نبیل : سیدکاظم با کمال شجاعت هر نوع اذیت ...
16:24
61
9 سال پیش
16:24
فصل 1 - قسمت ۷ – داستان شیخ حسن زنوزی
58
9 سال پیش
شیخ حسن زنوزی می گفت سه روز بعد از آن دیدار، همان جوان وارد محضر سیّد شد و نزدیک درب نشست و با نهایت ادب و وقار به درس سیّد گوش می داد. همین که چشم سیّد به آن جوان افتاد، سکوت کرد و…
...
شیخ حسن زنوزی می گفت سه روز بعد از آن دید...
18:09
58
9 سال پیش
18:09
فصل 1 - قسمت ۶ – ماموریّت ملاّحسین بشرویهای در اصفهان
47
9 سال پیش
ملاحسین به اصفهان پیش یکی از علمای بزرگ اون زمان به اسم سید محمد باقر رشتی رفت و با او صحبت کرد و اونقدر صحبت هاش جالب بود که…
...