پس از آنکه پدر آرتور شوپنهاور خودکشی کرد، مادرش تصمیم به مهاجرت گرفت. چندی بعد که آرتور تصمیم گرفت هامبورگ را ترک کند، مادرش موافقت کرد، اما شرطی گذاشت: اینکه فکرِ آمدن به خانۀ او را از سرش بیرون کند و بیپرده به او گفت: «خیلی آزاردهندهای». او نچسب و بدقلق بود، چون زندگی را سیاه و رنجآلود میدید. در نظر او، «زندگیکردن کسبوکاری بود که دخلش به خرجش نمیارزید». اما آیا آموزههای شوپنهاور سراسر بدبینی است؟ دیوید باتروودز توضیح میدهد که چگونه میتوان سراغ «خوشبختیِ نیمهرضایتبخشی» را در اندیشههای او گرفت.
👤نویسنده: دیوید باتر وودز
🖋مترجم: علی کوچکی
🎙گوینده: آرمان سلطان زاده
📄منبع مقاله: Aeon
📑منبع ترجمه: وبسایت ترجمان
📻نسخه صوتی: رادیو ریرا
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است