دید کاندر حرم کشور خوبان، همه جانها؛ شده یک جان... به زمین و به آسمان، رزم دلیران! چه خروشان شده این خلیج ایران! طبل رزم آمد و، پیچید به هر کوه و کمر، بانگ سواران! همه در دست، درفش! همه شمشیر به بر! همه آمادهٔ میدان! همه چون رود خروشان، سوی میدان، دوان! سوی میدان، دوان! پسران علیاند و، وارث آن رهبر ایمان! به خروش آمده چون شیر ژیان! که مبادا برسد، دست بداندیش بدان، بر این مرز عیان! این وطن! معدن خورشید نهان است! این وطن! مادر آرامش خانه است. در دل این خاک، هزاران گوهر سرخ، نهان است، ز دل سنگ گران! رگههای زر و فیروزه، دمیده است چو خون، در تن این بوم گلستان! چه گزند آرد اگر، تیشهٔ دشمن بکوبد، به دل سنگ گران! گوهر سرخ نهان را، نرسد دست تباهی! نرسد دست تباهی! که نگهبان این خاک، دل مردان زمان است! دل مردان زمان است! ای ایران! ای ایران! تا ابد جاودان ایران! شاعر: علی دوستی
اولین نفر کامنت بزار
آنکه از کار من و رنج کُهَن میگوید،
ره نر...
نمیدونم چراحالم گرفته است، ازون وقتی زدم به اور...
در دل ک...
در حلقه ای تاریک از اندوه، زنی نشسته است. چشمان...
چرا معدن به ایستگاه آتشنشانی مستقل نیاز داره؟ ...
من کویری بکر دیدم، اکتشافش میکنی؟ تو زمین را می...
گفتگویی کوتاه با جناب اقای دکتر امین افصحی مدیر...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است