▨ نام شعر: نسیمی از دیار آشتی
▨ شاعر: فریدون مشیری
▨ با صدای: فریدون مشیری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ـــــــــــــــــ
باری، اگرروزی کسی ازمن بپرسد
چندی که دراین زمین بودی چه کردی؟
من، میگشایم پیش رویش دفترم را
گریان وخندان، برمیافرازم سرم را
آنگاه، میگویم که : بذری «نوفشانده»ست،
تا بشکفد، تا بر دهد، بسیار ماندهست.
▨
درزیرِ این نیلیسپهرِ بیکرانه
چندان که یارا داشتم، در هر ترانه
نامِ بلندِ عشق را تکرارکردم
بااین صدای خسته، شاید، خفتهای را
درچارسوی این جهان بیدار کردم
من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکارکردم
«پژمردن یک شاخهگل* را رنج بردم
»مرگ قناری در قفس»** را غصه خوردم
وزغصهٔ مَردُم، شبی صدبارمُردَم
▨
شرمنده ازخودنیستم گرچون مسیحا،
آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن
من، با صبوری بر جگر دندان فشردم!
▨
اما اگر پیکار با نابخردان را
شمشیرباید میگرفتم
برمن مگیری {نگیری}، من به راه مهر رفتم.
درچشم من، شمشیر در مشت،
یعنی کسی را میتوان کشت!
▨
در راهِ باریکی که از آن می گذشتیم،
تاریکیِ بیدانشی بیداد میکرد
ایمان به انسان، شبچراغ راه من بود!
شمشیر، دستِ اهرمن بود!
تنها سلاحِ من در این میدان، سخن بود!
▨
شعرم اگر در خاطری آتش نیفروخت
اما دلم چون چوبِ تر، از هر دو سر سوخت
برگی از این دفتر بخوان، شاید بگویی:
-آیا که ازاین می توانَد بیشتر سوخت؟!
▨
شبهای بیپایان نخفتم
پیغامِ انسان را به انسان، باز گفتم
حرفم نسیمی از دیارِ آشتی بود
در خارزارِ دشمنیها
شاید که توفاتی گران بایست میبود
تا برکَنَد بنیانِ این اهریمنیها
▨
پیرانِ پیش از ما نصیحتوار گفتند:
...-دیرست ... دیرست...
تاریکیِ روحِ زمین را
نیرویِ صد چون ما، ندایی ...
اولین نفر کامنت بزار
▨ نام شعر: نوارزش استاد (نوازنده)
▨ ...
▨ نام شعر: آزادی (پشه ای در استکان)
...
▨ نام شعر: کوچه (بی تو مهتاب شبی)
▨ شاعر:...
▨ نام شعر: هنگام که گریه می دهد ساز
▨ شاع...
▨ نام شعر: نرم نرمک میرسد اینک بهار (خوش به حا...
▨ نام شعر: ریشه در خاک
▨ شاعر: فریدون مشی...
▨ نام شعر: ای عشق (پنج رباعی عاشقانه در ستایش ع...
▨ نام شعر: به تو میاندیشم (آخریم جرعهی این جا...
▨ نام شعر: دوستی (دل من دیر زمانیست که میپندار...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است