▨ نام شعر: نوارزش استاد (نوازنده)
▨ شاعر: فریدون مشیری
▨ با صدای: فریدون مشیری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ـــــــــــــــــ
نوازندهای پیر و درمانده بود
زخلقِ جهان روی گردانده بود
نه از کهنه بر جای چیزی نه نو
که از بهر روزی گذارد گرو
یکی سازِ فرسوده در خانه داشت
به بازار شد، در حراجش گذاشت
غبارِ زمان بر رُخش ریخته
زبانبسته، یک عمر آویخته
گسسته ،گشوده زهم تارها
چنان در خموشی که دیوارها
بر او سا لها کس نیازیده دست
مگر بغضِ او را تواند شکست
فرو خفته در پردهایش نفس
بسا لال مانده ز بیم عسس
▨
فروشنده فریاد آغاز کرد
دو دینار قیمت بر آن ساز کرد
چو تکرار و اصرار بسیار رفت
به سختی بها تا سه دینار رفت
جمالش نه در خوردِ بازار بود
یکی بردهٔ بیخریدار بود
نوازنده را غم بر آتش نشاند
نهیبی دلش را به آتش کشاند
سبُک، دستِ لرزان فراپیش برد
غبار از رخِ همزبانش سترد
به هر سیم دستِ نوازش کشید
ز آواش بانگ موافق شنید
به سامان رساندش ز آشفتگی
رهانیدش از آن فرو خفتگی
سزاوارِ سرپنجه آراستش
به حالت، همان شد که میخواستش
چنان گرم با ساز دمساز شد
که درهای هفت آسمان باز شد
دو همدرد پروردهٔ دست غم
فتادند از جان و از دل به هم
▨
شکستند بیپرده بغضِ گران
زجورِ زمانه حکا یتگران
نوائی چنان دلکش و دلنواز
که رهرو از ره، فرو مانده باز
جهانی از آن حالِ خوش در شگفت
که آتش به دلهایشان در گرفت
▨
دو همدل خریدند بازار را
فزودند جوشِ خریدار را
به سودای آن سازِ خاطرنواز
ز هر سو همه دستها شد دراز
▨
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است