توضیحات
قسمت اول از روایتهای مهاجران ایرانی از حال و هواشون در روزهای جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایرانسال ۱۴۰۴ شمسی، برای بسیاری از ایرانیان، سال تلخی پشت تلخی بود. در آغاز سال که حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در جنگ ۱۲ روزه رو داشتیم.در ادامه هم که مشکلاتی مثل تورم و بیکاری روز به روز فشار بیشتری رو بر زندگی مردم داخل ایران وارد میکردند. بعد هم که دیماه خونین و سرکوب و کشتار مردم در پی اعتراضاتشون به وضعیت زندگی و نبود آزادیهای اجتماعی و سیاسی و مشکلات دیگهای که سالها باهاش دست و پنجه نرم کردهاند.و در نهایت هم که شرایط به سمتی رفت که در اسفند ماه، آمریکا و اسرائیل مجددا به ایران حمله کردند و متاسفانه این تجاوز به سال ۱۴۰۵ هم کشیده شده و در زمان ضبط این صحبتهای من، هنوز هم ادامه داره.از لفظ تجاوز استفاده کردم، چون فکر میکنم با هر قانون و منطقی به این حملات نگاه کنیم، مصداق بارز تجاوز به خاک یک کشوره. چه از نظام حاکم بر ایران خوشمون بیاد و چه نیاد، آمریکا و اسرائیل به ایران تجاوز کردهاند.اسمهای دیگهای که بر روی این تجاوز گذاشته میشه، مثل دخالت بشردوستانه، حملهی پیشدستانه یا پیشگیرانه، کمک به مردم ایران و کلا هر اسم دیگهای، فقط و فقط سرپوشی هستند برای تجاوزی که به خاک ایران شده.خروجیش رو هم که داریم میبینیم. از کشتار در مدرسه در میناب و نابود کردن بیمارستانها و مراکز درمانی و امدادی و انبارهای نفت شروع کردند، و با حمله به پتروشیمی و صنایع دارویی و فولاد و نیروگاه برق و نیروگاه اتمی و پل و مراکز علمی و دانشگاهی و فرهنگی و انواع و اقسام زیرساختهای غیرنظامی ایران ادامه دادند و هنوز هم دارند ادامه میدند و جنایات جنگیشون رو دارند تکمیل میکنند.بیشتر از یک ماه از این تجاوز گذشته، و متاسفانه انگار هیچ پایانی هم برای این وضعیت دیده نمیشه.طبق معمول، کشورهای مدعی در دنیا هم جز محکوم کردن حکومت ایران کار دیگهای بلد نیستند.گروههای ضدجنگ هم فعالیت جدیای علیه این رفتار آمریکا و اسرائیل نمیکنند. ولی در عوض، ایرانیانی هستند که همچنان در خیابانهای کشورهای مختلف، مشغول تکون دادن پرچم متجاوزین هستند و از رهبران متجاوزین تشکر میکنند. صداشون هم اونقدر در فضای مجازی و رسانهها بلنده که امر بهشون مشتبه شده که تعدادشون از مخالفان جنگ بیشتره.هر کسی هم حرفی در مخالفت با جنگ بزنه، حتی در حد یه استوری یا نوشته در شبکههای مجازی، طوری بهش حمله میکنند و رکیکترین الفاظ رو نثارش میکنند که مجبور به سکوت بشه.من فکر میکنم اتفاقا توی یه همچین فضایی، کسانی که با این جنگ مخالف بودهاند و هستند، یا حتی کسانی که در ابتدا لزوما مخالف یا موافق نبودهاند، ولی الان با این جنگ مخالف هستند و میبینند که ایران داره از دست میره و ویرانی ایران در راهه، باید صدای مخالفتشون با جنگ رو بلند کنند و هر کاری که از دستشون برمیاد بکنند.مثلا با گروههای ضدجنگ در کشورهای مختلف ارتباط برقرار کنند و فعالتر بشند. یا حتی اگه فرصت چنین فعالیتهایی رو ندارند، در فضای مجازی بنویسند و صحبت کنند و مطالب دیگر مخالفان جنگ رو بازنشر کنند.من پیامهایی از بعضی از دوستان میگیرم مبنی بر اینکه وقتی صحبتهای مخالفان جنگ رو میخونند و میشنوند، احساس تنهاییشون در این روزها کمتر میشه.همهمون میدونیم که کسانی که برای مخالفت با جنگ صداشون رو بلند کنند، احتمالا مورد حمله و توهین و هجمه قرار میگیرند. اما فکر میکنم همونطور که سکوت نکردن در قبال کشتار دیماه ۱۴۰۴ وظیفهی ما بود، سکوت نکردن در برابر این تجاوز هم وظیفهی ماست. در برابر انگ و برچسب و توهین نباید پا پس کشید.این روزها از دوستان در خارج از ایران خواهش کردم که از حال و هواشون در این روزهای جنگ بگند، تا روایتهای ایرانیان خارج از کشور رو در این مورد جمعآوری و منتشر کنم، در قالب بخش «هجر و رنج» که در دیماه ۱۴۰۴ شروع کردم. البته روایت اونهایی که رسانهای ندارند و صداشون در این فضای سنگینی که موافقان جنگ ایجاد کردهاند، کمتر شنیده میشه.حداقلش اینه که این روایتها بهعنوان بخشی از تاریخ شفاهی ایرانیان ساکن خارج از کشور ثبت میشه.امیدوارم این روزهای تلخ و سخت هم بگذره.به امید آبادی و آزادی و سرفرازی ایران و ایرانیان!بخشهای مختلف روایت مهمانان این قسمت:00:00 مقدمه1:10 حال و هوای روزهای جنگ28:15 مشاهدات از وضعیت ایرانیان خارج از کشور44:51 فکر میکنی در این روزها چه باید کرد؟#جنگ #جنگ_ایران_اسرائیل #جنگ_ایران_و_اسرائیل #تجاوز_آمریکا_و_اسرائیل_به_ایران #ایران #نه_به_جنگ #مخالفت_با_جنگ #ایرانیان_خارج_از_کشور #عمان #سوئد #مهاجران_ایرانی #ایرانیان_مهاجر #مهاجرت #مهاجر #مهاجران #آن_سوی_خط #پادکست #روایت