میچ در اوج کار حرفهایاش برای پوشش یک مسابقه تنیس راهی لندن میشود؛ اما بازگشتش به آمریکا با خبری غیرمنتظره همراه است. اعتصابی که میتواند همهچیز را متوقف کند و آیندهای نامعلوم پیش رویش بگذارد. در همین بلاتکلیفی، او دوباره به خانهی موری برمیگردد؛ جایی که قرار نیست درباره شغل و خبر حرف زده شود، بلکه درباره زندگی.
این اپیزود، تقابل «امنیت شغلی» با «امنیت درونی» است؛ جایی که میچ آرامآرام میفهمد موفقیت همیشه آن چیزی نیست که جامعه تعریف میکند.
🎧 اگر تا حالا ترسِ از دست دادن مسیرت را تجربه کردهای، این قسمت برای توست.
📌 اپیزود را گوش کن و اگر با تو حرف میزند، دنبالکردن این مسیر را از دست نده.
اولین نفر کامنت بزار
بعد از سالها، میچ دوباره روبهروی استاد قدیمی...
در این اپیزود، روایت را از همان جایی آغاز میکن...
در آخرین اپیزود «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد»، ...
در اپیزود هشتم «ورونیکا تصمیم میگیرد که بمیرد»...
در واپسین ساعتهای زندگی، ورونیکا چیزی را تجربه...
گاهی فقط یه لحظه کافیه تا همهچیز فرو بریزه...<...
مادر ورونیکا برای دیدار دخترش به ویلت میآید، ا...
زدکا از سفر اثیری خود به هوش میآید، اما همزمان...
زدکا روح خود را از کالبدش جدا میکند و وارد تجر...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است