سلام داداشی...حالت خوبه؟از آسمون چه خبر؟راستی، این مدت خدا رو دیدی؟ازش پرسیدی چرا تقدیر اینجوری شد؟تونستی حکمتشو بفهمی؟تونستی سرنوشتمو ببینی؟می شه اینبار که اومدی پیشم، اگه اومدی تو خوابم، از سرنوشت...
سلام داداشی...حالت خوبه؟از آسمون چه خبر؟راستی، این...
05:19
10
8 ماه پیش
05:19
برایم صبحانه بچین | اپیزود ۱۵
12
8 ماه پیش
برادر... من در خوابم؛کسی را بفرست که از این کابوس بیدارم کند.میان روزمرگیها، هر بار یادم میافتد...اینهمه تلاش به چه کار میآید،وقتی کسی که باید باشد، پر کشیدهو من حتی لحظهای، فقط لحظهای، نمیتوان...
برادر... من در خوابم؛کسی را بفرست که از این کابوس ...
05:12
12
8 ماه پیش
05:12
منِ این تن | اپیزود ۱۴
21
8 ماه پیش
یقین دارم که جای تو، پیش خدا، بسیار بهتر است.تو بندهی شایستهی خدایی......
یقین دارم که جای تو، پیش خدا، بسیار بهتر است.تو بن...
04:32
21
8 ماه پیش
04:32
عِطر تو | اپیزود ۱۳
19
8 ماه پیش
باید عِطر تنم را هدیه بدهم به کسی که بعد از من، دلش خیلی برایم تنگ میشود...راستی، چه کسی دلش بیشتر از همه برایت تنگ است، عزیزِ جانم؟...
باید عِطر تنم را هدیه بدهم به کسی که بعد از من، دل...
01:35
19
8 ماه پیش
01:35
نپنتی | اپیزود ۱۲
24
8 ماه پیش
میدونی نپنتی (Nepenthe) یعنی چی؟یعنی کسی که باعث میشه درد و رنج و غمت رو فراموش کنی...مثل تو برای من....
میدونی نپنتی (Nepenthe) یعنی چی؟یعنی کسی که باعث ...
03:28
24
8 ماه پیش
03:28
از من به یادگار | اپیزود ۱۱
21
8 ماه پیش
آنقدر پریشانم از رفتنت،که دلم میخواهد به خواب بروم و دیگر طلوع نحس فردا را نبینم...گرچه زندگی همیشه ناخوش بود با ما....
آنقدر پریشانم از رفتنت،که دلم میخواهد به خواب بر...
02:26
21
8 ماه پیش
02:26
ناتمام | اپیزود ۱۰
12
8 ماه پیش
کاش دل سر و سامان بگیرداز شبیخونِ این کوچِ نابهنگامت، برادر.کاش بشود غفلت بگیرد لحظهایاین آشیانهی موهومِ پر از همهمه....
کاش دل سر و سامان بگیرداز شبیخونِ این کوچِ نابهنگا...
02:01
12
8 ماه پیش
02:01
خونهی بهشت | اپیزود ۹
25
8 ماه پیش
شنیدی که میگن خدا آدمای خوب رو زودتر میبره؟ولی حقیقت اینه که من هیچوقت دوست نداشتم تو انقدر خوب باشی......
شنیدی که میگن خدا آدمای خوب رو زودتر میبره؟ولی ح...
03:19
25
8 ماه پیش
03:19
نیستی و هستی | اپیزود ۸
21
8 ماه پیش
سالها بعد، وقتی که پیرزنی خمیده شدم،و به شیرینترین لحظهی غایت زندگیم رسیدم،شاید اون موقع بتونم بغلت کنم،و تجربه کنم چیزی رو که چند دهه چشمانتظارش بودم....
سالها بعد، وقتی که پیرزنی خمیده شدم،و به شیرینتر...