سلام داداشی...سه ساله گذشته.کی میگه تو رفتی؟!زبونمون لال...تو هستی.تو بند بند وجودمون،تو سلولبهسلولِ مغز و قلب و تنمون.خواستم بگم دارم تلاش میکنم به پذیرش این برسم که تو به مرتبهی تعالی رسیدی......
سلام داداشی...سه ساله گذشته.کی میگه تو رفتی؟!زبون...
06:07
51
8 ماه پیش
06:07
محکوم | اپیزود ۲۱
28
8 ماه پیش
فکر میکردم گذر زمان، شاید از غم رفتنت کم کنه...نمیدونستم فقط حقیقت رو پررنگتر میکنه،یه حفرهی عمیق وسط قلبم میذاره،و در نهایت، منو به مرز جنون می کشونه......
فکر میکردم گذر زمان، شاید از غم رفتنت کم کنه...نم...
02:52
28
8 ماه پیش
02:52
به اجبار | اپیزود ۲۰
19
8 ماه پیش
خیال کردم کمی بگذرد، شاید التیام یابم...اما حقیقت، گاه چنان تلخ استکه ناچاریم... نااچاریم.و گذر زمان، هیچ چیز را درست نخواهد کرد؛فقط ماییم که متحمّلتر میشویمو قرار را، به اجبار میپذیریم....
روزی که رفتی، تا مدتها دلم میخواست همهمون بمیریم.دلم میخواست همه بمیرن، هیچ موجودی روی زمین نمونه.اما نمردیم...فقط یه لایهی تاریک اومد نشست روی چشمهام،رو زندگیم، رو دنیا....
روزی که رفتی، تا مدتها دلم میخواست همهمون بمیری...
03:48
26
8 ماه پیش
03:48
زخمهای شیرین بچگی | اپیزود ۱۸
22
8 ماه پیش
سلام برادر،ماهگونه جان!کجای آسمان را به تماشا بنشینم که دلِ تنگم آرام بگیرد؟اکنون احساس میکنم شبیه دختر بچهایامدر قالب زنی بالغ، با سیمای زنی مسن؛که هم بهانهات را میگیرم،و هم میدانم در جهانی دی...
سلام برادر،ماهگونه جان!کجای آسمان را به تماشا بنش...
05:55
22
8 ماه پیش
05:55
درختای انگور | اپیزود ۱۷
28
8 ماه پیش
یه روز صبح، زنگ خونه رو میزنی که برگشتی....
یه روز صبح، زنگ خونه رو میزنی که برگشتی.
03:03
28
8 ماه پیش
03:03
بیدار | اپیزود ۱۶
10
8 ماه پیش
سلام داداشی...حالت خوبه؟از آسمون چه خبر؟راستی، این مدت خدا رو دیدی؟ازش پرسیدی چرا تقدیر اینجوری شد؟تونستی حکمتشو بفهمی؟تونستی سرنوشتمو ببینی؟می شه اینبار که اومدی پیشم، اگه اومدی تو خوابم، از سرنوشت...
سلام داداشی...حالت خوبه؟از آسمون چه خبر؟راستی، این...
05:19
10
8 ماه پیش
05:19
برایم صبحانه بچین | اپیزود ۱۵
12
8 ماه پیش
برادر... من در خوابم؛کسی را بفرست که از این کابوس بیدارم کند.میان روزمرگیها، هر بار یادم میافتد...اینهمه تلاش به چه کار میآید،وقتی کسی که باید باشد، پر کشیدهو من حتی لحظهای، فقط لحظهای، نمیتوان...
برادر... من در خوابم؛کسی را بفرست که از این کابوس ...
05:12
12
8 ماه پیش
05:12
منِ این تن | اپیزود ۱۴
21
8 ماه پیش
یقین دارم که جای تو، پیش خدا، بسیار بهتر است.تو بندهی شایستهی خدایی......
یقین دارم که جای تو، پیش خدا، بسیار بهتر است.تو بن...
04:32
21
8 ماه پیش
04:32
عِطر تو | اپیزود ۱۳
19
8 ماه پیش
باید عِطر تنم را هدیه بدهم به کسی که بعد از من، دلش خیلی برایم تنگ میشود...راستی، چه کسی دلش بیشتر از همه برایت تنگ است، عزیزِ جانم؟...
باید عِطر تنم را هدیه بدهم به کسی که بعد از من، دل...
01:35
19
8 ماه پیش
01:35
نپنتی | اپیزود ۱۲
24
8 ماه پیش
میدونی نپنتی (Nepenthe) یعنی چی؟یعنی کسی که باعث میشه درد و رنج و غمت رو فراموش کنی...مثل تو برای من....
میدونی نپنتی (Nepenthe) یعنی چی؟یعنی کسی که باعث ...
03:28
24
8 ماه پیش
03:28
از من به یادگار | اپیزود ۱۱
21
8 ماه پیش
آنقدر پریشانم از رفتنت،که دلم میخواهد به خواب بروم و دیگر طلوع نحس فردا را نبینم...گرچه زندگی همیشه ناخوش بود با ما....
آنقدر پریشانم از رفتنت،که دلم میخواهد به خواب بر...
02:26
21
8 ماه پیش
02:26
ناتمام | اپیزود ۱۰
12
8 ماه پیش
کاش دل سر و سامان بگیرداز شبیخونِ این کوچِ نابهنگامت، برادر.کاش بشود غفلت بگیرد لحظهایاین آشیانهی موهومِ پر از همهمه....
کاش دل سر و سامان بگیرداز شبیخونِ این کوچِ نابهنگا...
02:01
12
8 ماه پیش
02:01
خونهی بهشت | اپیزود ۹
25
8 ماه پیش
شنیدی که میگن خدا آدمای خوب رو زودتر میبره؟ولی حقیقت اینه که من هیچوقت دوست نداشتم تو انقدر خوب باشی......
شنیدی که میگن خدا آدمای خوب رو زودتر میبره؟ولی ح...
03:19
25
8 ماه پیش
03:19
نیستی و هستی | اپیزود ۸
21
8 ماه پیش
سالها بعد، وقتی که پیرزنی خمیده شدم،و به شیرینترین لحظهی غایت زندگیم رسیدم،شاید اون موقع بتونم بغلت کنم،و تجربه کنم چیزی رو که چند دهه چشمانتظارش بودم....
سالها بعد، وقتی که پیرزنی خمیده شدم،و به شیرینتر...
03:38
21
8 ماه پیش
03:38
نمیدانم چند سال | اپیزود ۷
13
8 ماه پیش
نمیدانم چند سال باید بگذرد تا از این غم، کمی کم شود......
نمیدانم چند سال باید بگذرد تا از این غم، کمی کم ش...
03:01
13
8 ماه پیش
03:01
حرفهام با تو | اپیزود ۶
17
8 ماه پیش
یه روز میام میشینم کنارت،همه چیز رو برات تعریف میکنم.وقتی تنت کنارمون نبود،چقدر سخت گذشت...چقدر بغض،چقدر حسرت...حتی اون لحظههای خوبی که مطمئنم بودی و میدیدی،اما باید خندههات و خوشحالیهات رو مید...
یه روز میام میشینم کنارت،همه چیز رو برات تعریف می...
03:36
17
8 ماه پیش
03:36
فصل حضورت | اپیزود ۵
14
8 ماه پیش
روزی اگر داستان زندگیام را بنگارم، فصل حضورت را زیباتر از همه خواهم نوشت؛که اگر لحظهای در این زندگی، روشنی و زیبایی بود، همان لحظهای بود که تو در آن بودی....
روزی اگر داستان زندگیام را بنگارم، فصل حضورت را ز...
01:19
14
8 ماه پیش
01:19
نشد که... | اپیزود ۴
16
8 ماه پیش
دلم آنقدر برایت تنگ است،که میخواهم کل دنیا نباشد...که میخواهم دیگر نباشم، که نبینمدیگر از اشک و التماس چشمانم کاری ساخته نیستحتی به قول معروف:«دردهایی در این دنیا هست به آن عظمت، که دیگر از اشک کار...
دلم آنقدر برایت تنگ است،که میخواهم کل دنیا نباشد...
03:55
16
8 ماه پیش
03:55
آن روز... | اپیزود ۳
21
8 ماه پیش
آن روزی که از پسِ پرده، تنِ عریانت را دیدم و چهرهات را که مثل ماه میدرخشید و لبخندی آرام روی آن نشسته بود، پاهایم سست شد...چند لحظهای، یا شاید چند دقیقهای، نفهمیدم چه شد. انگار پاهایم دیگر به تنم ...
آن روزی که از پسِ پرده، تنِ عریانت را دیدم و چهره...
00:00
21
8 ماه پیش
00:00
روزی فراتر از دنیا | اپیزود ۲
14
8 ماه پیش
منتظرِ اون روزی ام، نه چندان دور، که صدات کنم و...اون روزی که از خاک برخیزیم و من، مات و مبهوت، بدوم سمتت،بغلت کنم و به اندازه ی همه ی ناتمام های دنیا بگم:خدایا شکرت... ...
منتظرِ اون روزی ام، نه چندان دور، که صدات کنم و......
02:51
14
8 ماه پیش
02:51
در انتظار دیدار | اپیزود ۱
24
8 ماه پیش
مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى (۵۵) طهما شما را از خاک آفریدیم و به خاک باز می گردانیم و بار دیگر(در روز قیامت) از این خاک بیرونتان می آوریم....