در این قسمت از کلاهفرنگی، به روزگاری برمیگردیم که یک طرف، ورود برای ایرانی قدغن بود و طرف دیگر، دام سیاست با وعده قدرت و وصلت پهن میشد.
کاشان سالها مملکت مستقله بود؛ جایی که ژاندارم و قزاق جرأت ورود نداشتند و طویله، جای بازجویی میشد.
اما دام بسته شد؛ دستبند خورد، حمله آغاز شد و یک قدرت محلی فرو ریخت.
همان وثوقالدولهای که قهرمان شد، بعدتر با ۱۳۰ هزار لیره، ایرانِ ۱۲ میلیونی را پای قرارداد ۱۹۱۹ گذاشت.
و تاریخ ماند با یک سؤال: خیانت را چه کسانی نوشتند و چه کسانی امضا نکردند، اما پولش را گرفتند؟
تهیه کننده و گوینده:فاطمه ربانی
تاریخ نگار:خسرو معتضد
تهیه کننده پادکست:مصطفی رهگذر
اولین نفر کامنت بزار
در این قسمت از کلاهفرنگی، با استاد خسرو معتضد ...
در روایتی تازه از کلاه فرنگی، به سالهای آغازین...
در این بخش از کلاهفرنگی، پرده از زندگی و سرنوش...
در این بخش از «کلاهفرنگی»، با استاد خسرو معتضد...
در این بخش از «کلاهفرنگی»، استاد خسرو معتضد از...
در این بخش از روایت، استاد خسرو معتضد از نوشته...
در این بخش از روایت احزاب، داستان حزب ایران نوی...
در این قسمت از کلاه فرنگی خواهید شنید که شاه پس...
در این قسمت از «کلاه فرنگی»، استاد خسرو معتضد ر...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است