در این بخش از «کلاهفرنگی»، استاد خسرو معتضد از روزگاری میگوید که نفت بود، اما مردم از سوخت محروم بودند.
با بستهشدن پمپبنزینها، نانواییها و حمامها تعطیل شد و زندگی شهری از حرکت ایستاد.
در دهات، سوخت مردم پهن گاو بود؛ حتی غذای ارتش با همین آتش پخته میشد.
گاز میسوخت و به آسمان میرفت، اما اجازه نمیدادند ایرانیها از این نعمت استفاده کنند.
زمستانی در راه بود و مردمی که با ترس، آینده را نگاه میکردند.
روایتی از رنجی پنهان؛ وقتی ملتی نفت داشت، اما در دود و محرومیت نفس میکشید.
تهیه کننده و گوینده:فاطمه ربانی
تاریخ نگار:خسرو معتضد
تهیه کننده پادکست:مصطفی رهگذر
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است