در روایتی تازه از کلاه فرنگی، به سالهای آغازین قرن بیستم میرویم؛ زمانی که ایران از نفت خود فقط چندصد هزار لیره میگرفت و در عوض، باید هزینه اسلحه، راهآهن و اداره مملکت را میداد.
شرکت نفت انگلیس و ایران نهتنها سود اصلی را میبرد، بلکه حتی مالیات هم نمیداد و پشت ثبت در گلاسکو پنهان میشد.
وقتی دولت ایران فهمید امتیاز دارسی چه گنجی را از کشور برده، تصمیم به فسخ گرفت؛ اما این همان دام انگلیسیها بود.
با تهدید شکایت به جامعه ملل و دادگاه لاهه، ایران را ترساندند و قرارداد ۱۹۳۳ را تحمیل کردند؛ قراردادی که سی سال دیگر هم به ضرر ما تمدید شد.
حتی نام «بریتیش پترولیوم» را جا انداختند تا نفت ایران، نفت انگلیس به نظر برسد و مردم ندانند چه کلاهی بر سرشان رفته است.
این ماجرا، فقط یک قرارداد نبود؛ نمونهای روشن از بامبولها و ترفندهایی بود که سرنوشت نفت و تاریخ ایران را تغییر داد.
تهیه کننده و گوینده:فاطمه ربانی
تاریخ نگار:خسرو معتضد
تهیه کننده پادکست:مصطفی رهگذر
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است