• 4 سال پیش

  • 32

  • 01:32

غزل و تعبیر شماره 468 - غزل شماره 468

فال حافظ
0
توضیحات
غزل شماره 468: که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی شده‌ام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم که به همت عزيزان برسم به نيک نامی تو که کيميافروشی نظری به قلب ما کن که بضاعتی نداريم و فکنده‌ايم دامی عجب از وفای جانان که عنايتی نفرمود نه به نامه پيامی نه به خامه سلامی اگر اين شراب خام است اگر آن حريف پخته به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی ز رهم ميفکن ای شيخ به دانه‌های تسبيح که چو مرغ زيرک افتد نفتد به هيچ دامی سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی به کجا برم شکايت به که گويم اين حکايت که لبت حيات ما بود و نداشتی دوامی بگشای تير مژگان و بريز خون حافظ که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی تعبیر غزل 468: اگرچه روزهای سختی می گذرانید اما پروردگار دعاهای تان را شنیده و از اوضاع و احوال شما آگاه است. مسئله ای پیش آمده که باعث بدنامی شده اما امید خود را از دست ندهید و تلاش کنید تا نام نیک تان جاودان شود. در فقر و تنگدستی به سر می برید و اطرافیان از شما دوری می کنند، از کینه و انتقام دست بردارید و گله و شکایت نکنید تا از الطاف پروردگار بهره مند شوید.

با صدای
موسوی گرمارودی
ندا گلرنگی
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads