داستان شب

زینت و مک لوهان

با صدای مریم آقاجانی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

2575 بازدید

4 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

زینت و مک لوهان

با صدای مریم آقاجانی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

4 پسندیده شده

داستان شب

زینت و مک لوهان

با صدای مریم آقاجانی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

4 پسندیده شده

داستان شب

زینت و مک لوهان

با صدای مریم آقاجانی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

4 پسندیده شده

توضیحات

قضیه از این قرار است که خیلی سال پیش مک لوهان حبیبو کشمش را اتفاقی توی کافه ای در ابوظبی دیده و به حبیبو گفته : هر وقتی برگشتی ایران، به زینت سلام برسون و بگو اگه یه آدم با عرضه ای پا شه یه فیلمی از زندگی روزگار تو بسازه، من تمام کتابام رو از کتاب فروشی ها جمع می کنم و باقی عمرم هم می رم توی دسته جاز پیر و پاتال ...
داستان "زینت و مک لوهان"
نویسنده : احسان عبدی پور
خوانش : مریم آقاجانی

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 زینت و مک لوهان 15:52 رایگان پخش

نظرات

کاربر مهمان

کاملا خودتو توی فضای داستان تصور میکنی.مخصوصا اگه بچه جنوب باشی.اون دلسوزیا و فرق نذاشتن مادر خانواده.اون کل کل کردن برادرا.حس واقعی بت میده با اینکه 12تا بچه هستن.گاهی اشک و گاهی خنده

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.