زینت و مک لوهان
shenoto.com

زینت و مک لوهان

4

651

1 سال پیش

توضیحات

قضیه از این قرار است که خیلی سال پیش مک لوهان حبیبو کشمش را اتفاقی توی کافه ای در ابوظبی دیده و به حبیبو گفته : هر وقتی برگشتی ایران، به زینت سلام برسون و بگو اگه یه آدم با عرضه ای پا شه یه فیلمی از زندگی روزگار تو بسازه، من تمام کتابام رو از کتاب فروشی ها جمع می کنم و باقی عمرم هم می رم توی دسته جاز پیر و پاتال ... داستان "زینت و مک لوهان" نویسنده : احسان عبدی پور خوانش : مریم آقاجانی

گویندگان:

مریم آقاجانی

تاریخ انتشار:

1 سال پیش

Shenoto Plus

قسمت‌ها

1

زینت و مک لوهان


651
4
00:15:52
shenoto album comment

نظرات

کاربر شنونده

1 سال پیش

کاربر شنونده

1 سال پیش

کاملا خودتو توی فضای داستان تصور میکنی.مخصوصا اگه بچه جنوب باشی.اون دلسوزیا و فرق نذاشتن مادر خانواده.اون کل کل کردن برادرا.حس واقعی بت میده با اینکه 12تا بچه هستن.گاهی اشک و گاهی خنده


برای ارسال نظر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.