آگاه شو

زهرا صفائی
6
میانگین پخش
905
تعداد پخش
17
دنبال کننده
فصل اخر ،فقط میل و هیجان
  • 0

  • 8 ماه پیش
پری به ازور زنگ زد و با شنیدن صدای او قلبش لرزیدازور با شنیدن صدای پری،با وجود تمام کم لطفی هایش به صحبت با او ادامه داد و....صدای ازیر ماشینهای پلیس شنیده شدپری بعد از صحبت با ازور احساس ازادی میکرد....
پری به ازور زنگ زد و با شنیدن صدای او قلبش لرزیداز...
10:19
  • 0

  • 8 ماه پیش
10:19
روسیاه
  • 10

  • 8 ماه پیش
شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به دانشگاه بیاید رفتم به انجا بعد از روسیاهیش سخت بود اما رفت و با شنیدن حرفهای سخنران نتوانست ساکت بماند ......
شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به دانش...
19:45
  • 10

  • 8 ماه پیش
19:45
کمد
  • 0

  • 8 ماه پیش
در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدید میکردند ،پریرخود را در کمدی که انجا بود مخی کرد و با تلفنش به پلیس زنگ زد و درخواست کمک کرد....و بعد به ازور زنگ زد ......
در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدید م...
06:06
  • 0

  • 8 ماه پیش
06:06
صنوبر ابی
  • 0

  • 8 ماه پیش
پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد ازور استادی دوست داشتنی و فرهیخته ولی از نظر تعدادی دیگر منفور بوداو همسرش را ازدست داده بود و با شیرین ازدانشجویان سابقش رابطه داشتو .......
پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد ازور استاد...
25:07
  • 0

  • 8 ماه پیش
25:07
یک لیوان نوشیدنی شیرین_جای خالی خداوند در قلب
  • 0

  • 8 ماه پیش
استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه شد که تعدادی از او شکایت کرده اند...پری هم خودکشی کرد و وقتی چشم باز کرد خود را در بیمارستان روانپزشکی دید.....۵...
استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه شد ...
23:15
  • 0

  • 8 ماه پیش
23:15
رژه
  • 0

  • 8 ماه پیش
پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدای همیشگی پرانرژی و بااعتماد به نفس جواب داد .انها مشعول صحبت بودند کهزنگ در خانه تاجر به صدا درامد و بعد صدای زد و خورد دونفربا ماسک به خانه حمله ور شدند...
پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدای ه...
14:31
  • 0

  • 8 ماه پیش
14:31
خانه ای با دیوار شیشه ای
  • 0

  • 8 ماه پیش
هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و هر کدام عهده دار کاری اما بگو مگوهای مونا و شیرین بر سر مذهب ،پری را کلافه کرده بود......
هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و هر...
00:00
  • 0

  • 8 ماه پیش
00:00
چهره دیگر
  • 0

  • 8 ماه پیش
شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود برای پری هیچ کاری نمانده بود جز پوشیدن پالتو و خروج از خوابگاه و سوارشدن به تاکسیاما در راه متوجه شد نفر سومی هم با انها هم خانه است و او کسی نبود جز مونا...
شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود برای...
31:22
  • 0

  • 8 ماه پیش
31:22
فهرست_چاکراها
  • 0

  • 9 ماه پیش
مهمانان متوجه خبر جدیدی شده و سوژه انفجار بمب در استانبول بحث داغی را بین مهمانان راه انداخت..‌‌‌...مدیوم با شنیدن اتفاقات ناخوشایند برای تاجر ،از انها خواست بدنبال جادو در خانه بگردند و سپس......
مهمانان متوجه خبر جدیدی شده و سوژه انفجار بمب در ...
19:38
  • 0

  • 9 ماه پیش
19:38
دروغ_رقصنده
  • 0

  • 9 ماه پیش
بالاخره پری دعوت را برای رفتن به خانه شان در تعطیلات سال نو پذیرفت و با قطار راهی انجا شد .....بعد از تعطیلات ب بازگشت به خوابگاه شیرین حس خوبی داشت او هر روز و هرلحظه به ازور فکر میکرد و سعی میکرد هر...
بالاخره پری دعوت را برای رفتن به خانه شان در تعطیل...
23:39
  • 0

  • 9 ماه پیش
23:39
عذاب وجدان
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری در خانه ازور با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکرد تا درباره ازور بیشتر بداندازور او را با یکی از مهمانان به نام دان اشنا کرد همانکه پری بعد از تمام شدن مهمانی با او به خوابگاهش رفت و.........
پری در خانه ازور با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکرد ...
23:42
  • 0

  • 9 ماه پیش
23:42
دانه
  • 0

  • 9 ماه پیش
عشق پری نعلبنداوغلو به ازور همچون دانه ای در دلش جوانه زده بود و حالا با دعوت ازور برای شب کریسمس دشت بارور میشد......
عشق پری نعلبنداوغلو به ازور همچون دانه ای در دلش ج...
17:10
  • 0

  • 9 ماه پیش
17:10
مدیوم
  • 0

  • 9 ماه پیش
مدیوم در حال گرفتن فال درجمع زنان بود که پری وارد شد و مدیوم با اشاره زن تاجر گرفتن فال پری را به اوپیشنهاد داد اما پری از این چیزها خوشش نمی امد برای همین مدیوم گفت انچه در او هنوز زنده است و قلبش ب...
مدیوم در حال گرفتن فال درجمع زنان بود که پری وارد...
09:11
  • 0

  • 9 ماه پیش
09:11
لیموزین_ دانه برف
  • 0

  • 9 ماه پیش
تعطیلات کریسمس بود و همه دانشجوها به خانه هایشان میرفتند شیرین هم همینطور اما پری پولی برای بازگشت به خانه نداشت .......شب کریسمس در کتابفروشی باز شد و پری ازور را در استانه در با کمال ناباوری دید ابت...
تعطیلات کریسمس بود و همه دانشجوها به خانه هایشان م...
26:42
  • 0

  • 9 ماه پیش
26:42
منشی تلفنی
  • 0

  • 9 ماه پیش
مدیوم واردشد و زنهای حاصر در مهمانی سرازپا نمی شناختند...پری از جمع فاصله گرفت واو تصمیم داشت با گوشی شوهرش بعداز سالها به شیرین زنگ بزند درحلیکه تردید داشت جوابی از او دریافت میکند یا نه....بالاخره ز...
مدیوم واردشد و زنهای حاصر در مهمانی سرازپا نمی شنا...
10:58
  • 0

  • 9 ماه پیش
10:58
تعبیرخواب_ شنل
  • 0

  • 9 ماه پیش
کلاس ازور از روشهای متفاوتی برلی شناخت خدا ،دانشجویان را به چالش میکشید...
کلاس ازور از روشهای متفاوتی برلی شناخت خدا ،دانشجو...
24:26
  • 0

  • 9 ماه پیش
24:26
مظلوم ها
  • 0

  • 9 ماه پیش
بحث داغی در مورد سگ و نگهداری سگها و تغییر فرهنگ مسلمانان در مورد نگهداری سگ در مهمانی جریان داشت.......
بحث داغی در مورد سگ و نگهداری سگها و تغییر فرهنگ ...
09:43
  • 0

  • 9 ماه پیش
09:43
ژانوس
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری تمام توانش را برای مطالعه گذاشته بودو دروس ازور را هم با علاقه دنبال میکرد و در این روز با برخوردش با ادی و تروی دو نظریه در مورد ازور شنید و ........
پری تمام توانش را برای مطالعه گذاشته بودو دروس ازو...
11:16
  • 0

  • 9 ماه پیش
11:16
دایره
  • 0

  • 9 ماه پیش
اولین کلاس ازور برگزارشد کلاسی متفاوت با چیدمان متفاوت و سوالات ازورخدا چیست چه ویژگیهایی دارد؟خدا چه چیزهایی نیست و چه ویزگیهایی ندارد؟خدا چه شکلی است؟و دانشجویان به چالش کشیده شدند...
اولین کلاس ازور برگزارشد کلاسی متفاوت با چیدمان مت...
32:05
  • 0

  • 9 ماه پیش
32:05
استراتژی بازاریابی_ صفحه خالی
  • 0

  • 9 ماه پیش
زن تاجر کارخانه شکلان سازی راه انداخته بود شکلاتهایی با طعمهای مختلف بنام شهرهای مختلف دنیا....پری برای تعطیلات به استانبول امده بود و مادرش مدام از پسرهای مناسب ازدواج با اوحرف میزدیکروز پری در تلوی...
زن تاجر کارخانه شکلان سازی راه انداخته بود شکلاتها...
15:26
  • 0

  • 9 ماه پیش
15:26
قناری
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری بدای گرفتن درس خداوند به اتاق استادازور رفت در زد کسی جواب نداد و او بی اجازه وارد شدکه متوجه وجود یک پرنده شد........
پری بدای گرفتن درس خداوند به اتاق استادازور رفت در...
34:59
  • 0

  • 9 ماه پیش
34:59
هشدارخطر_جوانی_غریبه رنگارنگ
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری دوبار به استانبول سفر کرد پولش رو به اتمام بود....در انتخاب واحد اصرار داشت درس خداوند را بگیرد و استاد مشاورش،از اصرار اومتعجب بوددنیز مهمانی را ترک کرد و مهمانان منتطر امدن مدیوم بودندشیرین برای...
پری دوبار به استانبول سفر کرد پولش رو به اتمام بود...
19:26
  • 0

  • 9 ماه پیش
19:26
راه سوم
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری دوان دوان به محل سمینار درباره خداوند رسید اما طرفیت تکنیل بود و جایی نبود و بلیتی هم نمانده بوداو ناامید شده بود که جلوی در را باز و بدون نگهبان دید و داخل رفت و........
پری دوان دوان به محل سمینار درباره خداوند رسید اما...
19:15
  • 0

  • 9 ماه پیش
19:15
غارتگر _دونده
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری شاهد مردمی بود که مشغول امدوشد بودند و هر کدام دغدغه خود را داشتندلباسها و کفش ورزشی خریده بود و گاهی می دوید و ان روز هم دوید و زمانی که ایستاد چشمش افتاد به اگهی همایش دانشگاه با حضور سه پروفسور...
پری شاهد مردمی بود که مشغول امدوشد بودند و هر کدام...
10:01
  • 0

  • 9 ماه پیش
10:01
بیمارستان
  • 0

  • 9 ماه پیش
شب بعد از مراسم عروسی همه دررخانه سلما و منصور خوابیدند و نیمه های شب پری با سرو صداهایی بیدارشد و متوجه شد که موضوع دست نخوردگی عروس است در نهایت همه راهی بیمارستان شدند تا قضیه روشن شود و .........
شب بعد از مراسم عروسی همه دررخانه سلما و منصور خوا...
17:39
  • 0

  • 9 ماه پیش
17:39
نسل تجرد
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری برای عروسی برادرش به استانبول برگشت مراسم عروسی برگزارشد از نظر پری عروس دختر روشنفکری نبود حتی یک کتاب هم دست نگرفته بود مثل برادرش ........
پری برای عروسی برادرش به استانبول برگشت مراسم عروس...
19:33
  • 0

  • 9 ماه پیش
19:33
جعبه موسیقی
  • 0

  • 9 ماه پیش
همه ما خاطراتی در یک جعبه داریم و گاهی در جعبه باز میشود و بعصی بیرون میریزندو ان شب سر میز این اتفاق برای پری افتاد .....
همه ما خاطراتی در یک جعبه داریم و گاهی در جعبه باز...
11:28
  • 0

  • 9 ماه پیش
11:28
جشن
  • 0

  • 9 ماه پیش
جشن تولد شیرین بود و پری کادویی گرون برایش تهیه کرد و به دعوت شیرین به محل جشن تولد رفت از فضا خوشش نیامد و با دیدن مونا در جشن متعجب شد.......
جشن تولد شیرین بود و پری کادویی گرون برایش تهیه کر...
12:05
  • 0

  • 9 ماه پیش
12:05
فرشته
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری،مدام به خانه زنگ میزد و اکثر اوقات در زمانهایی که پدرش پاسخگو بوداما اینبار مادرش جواب داد و در مورد عروسی برادرش صحبت کرد.......
پری،مدام به خانه زنگ میزد و اکثر اوقات در زمانهایی...
09:01
  • 0

  • 9 ماه پیش
09:01
واژه نامه
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری در محوطه دانشگاه گم شد و به کتابخانه ای برخورد اوتمام وقت مطالعه میکرد چون به موفق شدن در طول تحصیل عادت کرده بود........
پری در محوطه دانشگاه گم شد و به کتابخانه ای برخورد...
09:08
  • 0

  • 9 ماه پیش
09:08
خاویارسیاه
  • 0

  • 9 ماه پیش
بحث برسر میز غذا گرم بود و پری شنونده اما دیگر نمیتوانست ارام باشد و از سالها پیش تصمیم گرفته بود بی طرف نباشد و نظرش را اعلام کند.......
بحث برسر میز غذا گرم بود و پری شنونده اما دیگر نمی...
09:45
  • 0

  • 9 ماه پیش
09:45
ماهیگیر
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری در مراسمی ورودی شرکت کرد و چشمش به پسری دوخته شد که شهرت ماهیگیر داشت.......
پری در مراسمی ورودی شرکت کرد و چشمش به پسری دوخته...
11:59
  • 0

  • 9 ماه پیش
11:59
دونده
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری لباس و کفش ورزشی برای خودش خرید تا روزها بدون فشار روانی و قصاوت شدن ورزش،کند و بدود انهم در محوطه باز و مانند سایرین ...
پری لباس و کفش ورزشی برای خودش خرید تا روزها بدون ...
06:16
  • 0

  • 9 ماه پیش
06:16
اشغال
  • 0

  • 9 ماه پیش
مهمانان دور میز در مورد مسائل سیاسی بحث میکردندو......
مهمانان دور میز در مورد مسائل سیاسی بحث میکردندو.....
07:12
  • 0

  • 9 ماه پیش
07:12
تنهایی
  • 0

  • 9 ماه پیش
با بازگشت پدرو مادر پری به استانبول ،او به شدت احساس تنهایی کرد اما از طرفی رسیدن به استقلال حس خوبی در او ایجادکرده بود در اتاقش غمگین نشسته بود که......
با بازگشت پدرو مادر پری به استانبول ،او به شدت احس...
28:46
  • 0

  • 9 ماه پیش
28:46
نقشه
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری و پدرو مادرش با راهنمایی یکی از دانشجویان اکسفورد برای بازدید از شهر و دانشگاه راهی شدند ...‌‌...
پری و پدرو مادرش با راهنمایی یکی از دانشجویان اکسف...
21:47
  • 0

  • 9 ماه پیش
21:47
دانشگاه
  • 0

  • 9 ماه پیش
پدر و مادر پری در مراسم جشن ورودی دانشگاه اکسفورد همراهش بودند و.......
پدر و مادر پری در مراسم جشن ورودی دانشگاه اکسفورد ...
11:53
  • 0

  • 9 ماه پیش
11:53
شام اخربروکراسی
  • 0

  • 9 ماه پیش
پری وارد سالن شد و به سرمیز رفت که همه مهمانان دورش نشسته بودند .......
پری وارد سالن شد و به سرمیز رفت که همه مهمانان دور...
11:03
  • 0

  • 9 ماه پیش
11:03
توافق
  • 3

  • 9 ماه پیش
پدر پری در پی فرستادن او برایرتحصیل به خارج از کشور بود و مادر بی خبر از همه چیز.......
پدر پری در پی فرستادن او برایرتحصیل به خارج از کش...
17:35
  • 3

  • 9 ماه پیش
17:35
شعر
  • 1

  • 9 ماه پیش
دنیز عکس گمشده مادرش را به او میدهد و از پری متعجب درباره عکس سوالاتی می پرسد.......
دنیز عکس گمشده مادرش را به او میدهد و از پری متعجب...
13:32
  • 1

  • 9 ماه پیش
13:32
تانگو با عزرائیل
  • 1

  • 9 ماه پیش
سلما به حج میرود و وقتی برمیگردد منصور دچار سکته قلبی میشود و پری هم شروع به گفتگوی با خدا میکند خدای مادرش و خدای پدرش...
سلما به حج میرود و وقتی برمیگردد منصور دچار سکته ق...
13:15
  • 1

  • 9 ماه پیش
13:15
جای خالی، سه دختر حوا
  • 2

  • 9 ماه پیش
فضای خانه هر روز سردتر میشد و......
فضای خانه هر روز سردتر میشد و...
14:56
  • 2

  • 9 ماه پیش
14:56
اکواریوم
  • 1

  • 10 ماه پیش
پری و دخترش بالاخره به محل مهمانی رسبدند و وارد شدند........
پری و دخترش بالاخره به محل مهمانی رسبدند و وارد شد...
19:27
  • 1

  • 10 ماه پیش
19:27
شافی
  • 1

  • 10 ماه پیش
پری اولین باری را به یاد می اورد که بچه در مه را دیده بود در کودکی و به یاداورد که با پدرش در مورد ان حرف زده بود ولی وقتی مادرش شنید........
پری اولین باری را به یاد می اورد که بچه در مه را د...
12:25
  • 1

  • 10 ماه پیش
12:25
حیاط سه دختر حوا
  • 4

  • 10 ماه پیش
رسم بود همسایه ها دور هم جمع میشدند و فرش میشستند و این بار پری در ان روز چیز عجیبی دید......
رسم بود همسایه ها دور هم جمع میشدند و فرش میشستند ...
16:27
  • 4

  • 10 ماه پیش
16:27
عکس
  • 1

  • 10 ماه پیش
پری مورد حمله سارق کیفش قرار میگیرد.و ناگهان ......
پری مورد حمله سارق کیفش قرار میگیرد.و ناگهان ...
14:55
  • 1

  • 10 ماه پیش
14:55
دفتر
  • 0

  • 10 ماه پیش
پری و پدرش با هم گرم صحبت میشوند.......
پری و پدرش با هم گرم صحبت میشوند....
15:50
  • 0

  • 10 ماه پیش
15:50
سه دختر حوا اسباب بازی
  • 2

  • 10 ماه پیش
ماموران به خانه نعلبنداوغلو امدند و همه اعضا خانواده را مبهوت و مرعوب کردند.... ...
ماموران به خانه نعلبنداوغلو امدند و همه اعضا خانوا...
23:12
  • 2

  • 10 ماه پیش
23:12
چاقوبخش ۳ سه دختر حوا
  • 1

  • 10 ماه پیش
پپری بدنبال دزد می دود با تمام توانش و او را پیدا میکند و........
پپری بدنبال دزد می دود با تمام توانش و او را پیدا ...
10:18
  • 1

  • 10 ماه پیش
10:18
فصل۲ شاعر بی زبان
  • 4

  • 10 ماه پیش
پری و کودکیشتناقض و تضاد بین پدرو مادرش...
پری و کودکیشتناقض و تضاد بین پدرو مادرش
23:45
  • 4

  • 10 ماه پیش
23:45
shenoto-ads
shenoto-ads