پری دوان دوان به محل سمینار درباره خداوند رسید اما طرفیت تکنیل بود و جایی نبود و بلیتی هم نمانده بود
او ناامید شده بود که جلوی در را باز و بدون نگهبان دید و داخل رفت و.....
اولین نفر کامنت بزار
پری شاهد مردمی بود که مشغول امدوشد بودند و هر ک...
شب بعد از مراسم عروسی همه دررخانه سلما و منصور ...
پری برای عروسی برادرش به استانبول برگشت
...
همه ما خاطراتی در یک جعبه داریم و گاهی در جعبه ...
جشن تولد شیرین بود و پری کادویی گرون برایش تهیه...
پری،مدام به خانه زنگ میزد و اکثر اوقات در زمانه...
پری در محوطه دانشگاه گم شد و به کتابخانه ای برخ...
بحث برسر میز غذا گرم بود و پری شنونده اما دیگر ...
پری در مراسمی ورودی شرکت کرد و چشمش به پسری دو...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است