آگاه شو

زهرا صفائی
6
میانگین پخش
806
تعداد پخش
10
دنبال کننده
پری به ازور زنگ زد و با شنیدن صدای او قلبش لرزیدازور با شنیدن صدای پری،با وجود تمام کم لطفی هایش به صحبت با او ادامه داد و....صدای ازیر ماشینهای پلیس شنیده شدپری بعد از صحبت با ازور احساس ازادی میکرد....

پری به ازور زنگ زد و با شنیدن صدای او قلبش لرزی...

10:19
  • 0

  • 3 هفته پیش
10:19
  • 0

  • 3 هفته پیش
شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به دانشگاه بیاید رفتم به انجا بعد از روسیاهیش سخت بود اما رفت و با شنیدن حرفهای سخنران نتوانست ساکت بماند ......

شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به د...

19:45
  • 0

  • 3 هفته پیش
19:45
  • 0

  • 3 هفته پیش
در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدید میکردند ،پریرخود را در کمدی که انجا بود مخی کرد و با تلفنش به پلیس زنگ زد و درخواست کمک کرد....و بعد به ازور زنگ زد ......

در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدی...

06:06
  • 0

  • 3 هفته پیش
06:06
  • 0

  • 3 هفته پیش
پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد ازور استادی دوست داشتنی و فرهیخته ولی از نظر تعدادی دیگر منفور بوداو همسرش را ازدست داده بود و با شیرین ازدانشجویان سابقش رابطه داشتو .......

پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد

...

25:07
  • 0

  • 3 هفته پیش
25:07
استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه شد که تعدادی از او شکایت کرده اند...پری هم خودکشی کرد و وقتی چشم باز کرد خود را در بیمارستان روانپزشکی دید.....۵...

استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه ...

23:15
  • 0

  • 4 هفته پیش
23:15
  • 0

  • 4 هفته پیش
پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدای همیشگی پرانرژی و بااعتماد به نفس جواب داد .انها مشعول صحبت بودند کهزنگ در خانه تاجر به صدا درامد و بعد صدای زد و خورد دونفربا ماسک به خانه حمله ور شدند...

پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدا...

14:31
  • 0

  • 4 هفته پیش
14:31
هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و هر کدام عهده دار کاری اما بگو مگوهای مونا و شیرین بر سر مذهب ،پری را کلافه کرده بود......

هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و...

00:00
  • 0

  • 4 هفته پیش
00:00
  • 0

  • 4 هفته پیش
شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود برای پری هیچ کاری نمانده بود جز پوشیدن پالتو و خروج از خوابگاه و سوارشدن به تاکسیاما در راه متوجه شد نفر سومی هم با انها هم خانه است و او کسی نبود جز مونا...

شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود ب...

31:22
  • 0

  • 4 هفته پیش
31:22
مهمانان متوجه خبر جدیدی شده و سوژه انفجار بمب در استانبول بحث داغی را بین مهمانان راه انداخت..‌‌‌...مدیوم با شنیدن اتفاقات ناخوشایند برای تاجر ،از انها خواست بدنبال جادو در خانه بگردند و سپس......

مهمانان متوجه خبر جدیدی شده و سوژه انفجار بمب ...

19:38
  • 0

  • 1 ماه پیش
19:38
  • 0

  • 1 ماه پیش
بالاخره پری دعوت را برای رفتن به خانه شان در تعطیلات سال نو پذیرفت و با قطار راهی انجا شد .....بعد از تعطیلات ب بازگشت به خوابگاه شیرین حس خوبی داشت او هر روز و هرلحظه به ازور فکر میکرد و سعی میکرد هر...

بالاخره پری دعوت را برای رفتن به خانه شان در تع...

23:39
  • 0

  • 1 ماه پیش
23:39
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری در خانه ازور با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکرد تا درباره ازور بیشتر بداندازور او را با یکی از مهمانان به نام دان اشنا کرد همانکه پری بعد از تمام شدن مهمانی با او به خوابگاهش رفت و.........

پری در خانه ازور با کنجکاوی به همه چیز نگاه میک...

23:42
  • 0

  • 1 ماه پیش
23:42
  • 0

  • 1 ماه پیش
عشق پری نعلبنداوغلو به ازور همچون دانه ای در دلش جوانه زده بود و حالا با دعوت ازور برای شب کریسمس دشت بارور میشد......

عشق پری نعلبنداوغلو به ازور همچون دانه ای در دل...

17:10
  • 0

  • 1 ماه پیش
17:10
  • 0

  • 1 ماه پیش
مدیوم در حال گرفتن فال درجمع زنان بود که پری وارد شد و مدیوم با اشاره زن تاجر گرفتن فال پری را به اوپیشنهاد داد اما پری از این چیزها خوشش نمی امد برای همین مدیوم گفت انچه در او هنوز زنده است و قلبش ب...

مدیوم در حال گرفتن فال درجمع زنان بود که پری و...

09:11
  • 0

  • 1 ماه پیش
09:11
تعطیلات کریسمس بود و همه دانشجوها به خانه هایشان میرفتند شیرین هم همینطور اما پری پولی برای بازگشت به خانه نداشت .......شب کریسمس در کتابفروشی باز شد و پری ازور را در استانه در با کمال ناباوری دید ابت...

تعطیلات کریسمس بود و همه دانشجوها به خانه هایشا...

26:42
  • 0

  • 1 ماه پیش
26:42
  • 0

  • 1 ماه پیش
مدیوم واردشد و زنهای حاصر در مهمانی سرازپا نمی شناختند...پری از جمع فاصله گرفت واو تصمیم داشت با گوشی شوهرش بعداز سالها به شیرین زنگ بزند درحلیکه تردید داشت جوابی از او دریافت میکند یا نه....بالاخره ز...

مدیوم واردشد و زنهای حاصر در مهمانی سرازپا نمی ...

10:58
  • 0

  • 1 ماه پیش
10:58
کلاس ازور از روشهای متفاوتی برلی شناخت خدا ،دانشجویان را به چالش میکشید...

کلاس ازور از روشهای متفاوتی برلی شناخت خدا ،دان...

24:26
  • 0

  • 1 ماه پیش
24:26
  • 0

  • 1 ماه پیش
بحث داغی در مورد سگ و نگهداری سگها و تغییر فرهنگ مسلمانان در مورد نگهداری سگ در مهمانی جریان داشت.......

بحث داغی در مورد سگ و نگهداری سگها و تغییر فره...

09:43
  • 0

  • 1 ماه پیش
09:43
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری تمام توانش را برای مطالعه گذاشته بودو دروس ازور را هم با علاقه دنبال میکرد و در این روز با برخوردش با ادی و تروی دو نظریه در مورد ازور شنید و ........

پری تمام توانش را برای مطالعه گذاشته بود

...

11:16
  • 0

  • 1 ماه پیش
11:16
  • 0

  • 1 ماه پیش
اولین کلاس ازور برگزارشد کلاسی متفاوت با چیدمان متفاوت و سوالات ازورخدا چیست چه ویژگیهایی دارد؟خدا چه چیزهایی نیست و چه ویزگیهایی ندارد؟خدا چه شکلی است؟و دانشجویان به چالش کشیده شدند...

اولین کلاس ازور برگزارشد کلاسی متفاوت با چیدمان...

32:05
  • 0

  • 1 ماه پیش
32:05
زن تاجر کارخانه شکلان سازی راه انداخته بود شکلاتهایی با طعمهای مختلف بنام شهرهای مختلف دنیا....پری برای تعطیلات به استانبول امده بود و مادرش مدام از پسرهای مناسب ازدواج با اوحرف میزدیکروز پری در تلوی...

زن تاجر کارخانه شکلان سازی راه انداخته بود شکلا...

15:26
  • 0

  • 1 ماه پیش
15:26
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری بدای گرفتن درس خداوند به اتاق استادازور رفت در زد کسی جواب نداد و او بی اجازه وارد شدکه متوجه وجود یک پرنده شد........

پری بدای گرفتن درس خداوند به اتاق استادازور رفت...

34:59
  • 0

  • 1 ماه پیش
34:59
پری دوبار به استانبول سفر کرد پولش رو به اتمام بود....در انتخاب واحد اصرار داشت درس خداوند را بگیرد و استاد مشاورش،از اصرار اومتعجب بوددنیز مهمانی را ترک کرد و مهمانان منتطر امدن مدیوم بودندشیرین برای...

پری دوبار به استانبول سفر کرد پولش رو به اتمام ...

19:26
  • 0

  • 1 ماه پیش
19:26
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری دوان دوان به محل سمینار درباره خداوند رسید اما طرفیت تکنیل بود و جایی نبود و بلیتی هم نمانده بوداو ناامید شده بود که جلوی در را باز و بدون نگهبان دید و داخل رفت و........

پری دوان دوان به محل سمینار درباره خداوند رسید ...

19:15
  • 0

  • 1 ماه پیش
19:15
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری شاهد مردمی بود که مشغول امدوشد بودند و هر کدام دغدغه خود را داشتندلباسها و کفش ورزشی خریده بود و گاهی می دوید و ان روز هم دوید و زمانی که ایستاد چشمش افتاد به اگهی همایش دانشگاه با حضور سه پروفسور...

پری شاهد مردمی بود که مشغول امدوشد بودند و هر ک...

10:01
  • 0

  • 1 ماه پیش
10:01
  • 0

  • 1 ماه پیش
شب بعد از مراسم عروسی همه دررخانه سلما و منصور خوابیدند و نیمه های شب پری با سرو صداهایی بیدارشد و متوجه شد که موضوع دست نخوردگی عروس است در نهایت همه راهی بیمارستان شدند تا قضیه روشن شود و .........

شب بعد از مراسم عروسی همه دررخانه سلما و منصور ...

17:39
  • 0

  • 1 ماه پیش
17:39
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری برای عروسی برادرش به استانبول برگشت مراسم عروسی برگزارشد از نظر پری عروس دختر روشنفکری نبود حتی یک کتاب هم دست نگرفته بود مثل برادرش ........

پری برای عروسی برادرش به استانبول برگشت

...

19:33
  • 0

  • 1 ماه پیش
19:33
  • 0

  • 1 ماه پیش
همه ما خاطراتی در یک جعبه داریم و گاهی در جعبه باز میشود و بعصی بیرون میریزندو ان شب سر میز این اتفاق برای پری افتاد .....

همه ما خاطراتی در یک جعبه داریم و گاهی در جعبه ...

11:28
  • 0

  • 1 ماه پیش
11:28
  • 0

  • 1 ماه پیش
جشن تولد شیرین بود و پری کادویی گرون برایش تهیه کرد و به دعوت شیرین به محل جشن تولد رفت از فضا خوشش نیامد و با دیدن مونا در جشن متعجب شد.......

جشن تولد شیرین بود و پری کادویی گرون برایش تهیه...

12:05
  • 0

  • 1 ماه پیش
12:05
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری،مدام به خانه زنگ میزد و اکثر اوقات در زمانهایی که پدرش پاسخگو بوداما اینبار مادرش جواب داد و در مورد عروسی برادرش صحبت کرد.......

پری،مدام به خانه زنگ میزد و اکثر اوقات در زمانه...

09:01
  • 0

  • 1 ماه پیش
09:01
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری در محوطه دانشگاه گم شد و به کتابخانه ای برخورد اوتمام وقت مطالعه میکرد چون به موفق شدن در طول تحصیل عادت کرده بود........

پری در محوطه دانشگاه گم شد و به کتابخانه ای برخ...

09:08
  • 0

  • 1 ماه پیش
09:08
  • 0

  • 1 ماه پیش
بحث برسر میز غذا گرم بود و پری شنونده اما دیگر نمیتوانست ارام باشد و از سالها پیش تصمیم گرفته بود بی طرف نباشد و نظرش را اعلام کند.......

بحث برسر میز غذا گرم بود و پری شنونده اما دیگر ...

09:45
  • 0

  • 1 ماه پیش
09:45
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری در مراسمی ورودی شرکت کرد و چشمش به پسری دوخته شد که شهرت ماهیگیر داشت.......

پری در مراسمی ورودی شرکت کرد و چشمش به پسری دو...

11:59
  • 0

  • 1 ماه پیش
11:59
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری لباس و کفش ورزشی برای خودش خرید تا روزها بدون فشار روانی و قصاوت شدن ورزش،کند و بدود انهم در محوطه باز و مانند سایرین ...

پری لباس و کفش ورزشی برای خودش خرید تا روزها بد...

06:16
  • 0

  • 1 ماه پیش
06:16
  • 0

  • 1 ماه پیش
مهمانان دور میز در مورد مسائل سیاسی بحث میکردندو......

مهمانان دور میز در مورد مسائل سیاسی بحث میکردند...

07:12
  • 0

  • 1 ماه پیش
07:12
  • 0

  • 1 ماه پیش
با بازگشت پدرو مادر پری به استانبول ،او به شدت احساس تنهایی کرد اما از طرفی رسیدن به استقلال حس خوبی در او ایجادکرده بود در اتاقش غمگین نشسته بود که......

با بازگشت پدرو مادر پری به استانبول ،او به شدت ...

28:46
  • 0

  • 1 ماه پیش
28:46
  • 0

  • 1 ماه پیش
پری و پدرو مادرش با راهنمایی یکی از دانشجویان اکسفورد برای بازدید از شهر و دانشگاه راهی شدند ...‌‌...

پری و پدرو مادرش با راهنمایی یکی از دانشجویان ا...

21:47
  • 0

  • 1 ماه پیش
21:47
  • 0

  • 1 ماه پیش
پدر و مادر پری در مراسم جشن ورودی دانشگاه اکسفورد همراهش بودند و.......

پدر و مادر پری در مراسم جشن ورودی دانشگاه اکسفو...

11:53
  • 0

  • 1 ماه پیش
11:53
پری وارد سالن شد و به سرمیز رفت که همه مهمانان دورش نشسته بودند .......

پری وارد سالن شد و به سرمیز رفت که همه مهمانان ...

11:03
  • 0

  • 1 ماه پیش
11:03
  • 2

  • 1 ماه پیش
پدر پری در پی فرستادن او برایرتحصیل به خارج از کشور بود و مادر بی خبر از همه چیز.......

پدر پری در پی فرستادن او برایرتحصیل به خارج از...

17:35
  • 2

  • 1 ماه پیش
17:35
  • 0

  • 1 ماه پیش
دنیز عکس گمشده مادرش را به او میدهد و از پری متعجب درباره عکس سوالاتی می پرسد.......

دنیز عکس گمشده مادرش را به او میدهد و از پری مت...

13:32
  • 0

  • 1 ماه پیش
13:32
سلما به حج میرود و وقتی برمیگردد منصور دچار سکته قلبی میشود و پری هم شروع به گفتگوی با خدا میکند خدای مادرش و خدای پدرش...

سلما به حج میرود و وقتی برمیگردد منصور دچار سکت...

13:15
  • 1

  • 1 ماه پیش
13:15
فضای خانه هر روز سردتر میشد و......

فضای خانه هر روز سردتر میشد و...

14:56
  • 1

  • 2 ماه پیش
14:56
  • 0

  • 2 ماه پیش
پری و دخترش بالاخره به محل مهمانی رسبدند و وارد شدند........

پری و دخترش بالاخره به محل مهمانی رسبدند و وارد...

19:27
  • 0

  • 2 ماه پیش
19:27
  • 1

  • 2 ماه پیش
پری اولین باری را به یاد می اورد که بچه در مه را دیده بود در کودکی و به یاداورد که با پدرش در مورد ان حرف زده بود ولی وقتی مادرش شنید........

پری اولین باری را به یاد می اورد که بچه در مه ر...

12:25
  • 1

  • 2 ماه پیش
12:25
رسم بود همسایه ها دور هم جمع میشدند و فرش میشستند و این بار پری در ان روز چیز عجیبی دید......

رسم بود همسایه ها دور هم جمع میشدند و فرش میشست...

16:27
  • 3

  • 2 ماه پیش
16:27
  • 1

  • 2 ماه پیش
پری مورد حمله سارق کیفش قرار میگیرد.و ناگهان ......

پری مورد حمله سارق کیفش قرار میگیرد.و ناگهان .....

14:55
  • 1

  • 2 ماه پیش
14:55
  • 0

  • 2 ماه پیش
پری و پدرش با هم گرم صحبت میشوند.......

پری و پدرش با هم گرم صحبت میشوند....

15:50
  • 0

  • 2 ماه پیش
15:50
ماموران به خانه نعلبنداوغلو امدند و همه اعضا خانواده را مبهوت و مرعوب کردند.... ...

ماموران به خانه نعلبنداوغلو امدند و همه اعضا خا...

23:12
  • 2

  • 2 ماه پیش
23:12
پپری بدنبال دزد می دود با تمام توانش و او را پیدا میکند و........

پپری بدنبال دزد می دود با تمام توانش و او را پی...

10:18
  • 0

  • 2 ماه پیش
10:18
پری و کودکیشتناقض و تضاد بین پدرو مادرش...

پری و کودکیش

تناقض و تضاد بین پدرو مادرش<...

23:45
  • 3

  • 2 ماه پیش
23:45
shenoto-ads
shenoto-ads