جلسه رسمی است.رییس دادگاه با قیافهای جدی در جایگاه خود نشسته است و یک طرف مردی برافروخته و طرف دیگر شخصی رنگ پریده و زرد به یک صندلی حقیر تکیه زده استحال نزارش دل سنگ را آب می کندمردم زیادی در جلسه ح...
جلسه رسمی است.رییس دادگاه با قیافهای جدی در جایگا...
04:34
12
2 سال پیش
04:34
نامهای به فئودور
8
2 سال پیش
انسان معجزهی عشق را یکبار بیشتر تجربه نمیکندو اگر بار بعدی در کار باشداز معجزهی اول بزرگتر خواهد بود...فئودور، خیالباف تو آنقدر عاشق بودکه اصلا فرصت نکردتا اسمش را برای ناستنکا بگوید......
انسان معجزهی عشق را یکبار بیشتر تجربه نمیکندو اگ...
04:25
8
2 سال پیش
04:25
عصبانی ام
19
2 سال پیش
وقتی رمضان میآید خوشحال میشوم، به پيشوازش پا و سر برهنه میشتابماز شوق دیدارش که از پس دوری یکساله حاصل شده اشک میریزم، سرتا پایش را غرق بوسه میکنمشیرین میشودوقتی به نیمه میرسد پیغامبر میخندد، ...
وقتی رمضان میآید خوشحال میشوم، به پيشوازش پا و س...
04:39
19
2 سال پیش
04:39
باشگاه دیوانگان
12
2 سال پیش
ما عروسکانی هستیم که به نفرین ابدی دچار شدیمما را کسانی با نخ هایی نامرئی از راهی دور کنترل می کنند......
ما عروسکانی هستیم که به نفرین ابدی دچار شدیمما را ...
04:02
12
2 سال پیش
04:02
جایگاه معشوق
26
2 سال پیش
جایی همیشه در بالای مجلس خالی بود، یک کرسی با شکوه تر از همهی کرسیها...حس پرسشگری پیاپی این سوال را در سرم میکوفت که آنجا جای کیست؟چرا هیچکس آنجا نمی نشیند؟این چرا، و چراهای بسیار دیگر...راستش خجال...
جایی همیشه در بالای مجلس خالی بود، یک کرسی با شکوه...
04:39
26
2 سال پیش
04:39
توضیحات
در مورد حقیقی ترین حقیقت جهانیعنی عشقبه زبان ادب سخن می گوییم