نامیرا | Namira

نامیرا | Namira
1.8K
میانگین پخش
22.1K
تعداد پخش
199
دنبال کننده
نامه نهم | من از این دنیا چی خواستم؟ یک تو
  • 494

  • 2 ماه پیش
اپیزود یازده نامیرا، فاصله‌ای بین دست‌های من و تو نمانده، حالا "ما " شده بودیم!طوری کنارم بمان که؛قصه‌ی عشقمان مثل شایعه‌ای در یک روستابزرگ شود.راوی و تنظیم کننده: سارا کرفینویسنده: نرجس خزایی نژادبات...
اپیزود یازده نامیرا، فاصله‌ای بین دست‌های من و تو ...
25:40
  • 494

  • 2 ماه پیش
25:40
نامه هشتم | با کلماتت در آغوشم بگیر
  • 1.5K

  • 8 ماه پیش
اپیزود ده نامیرا، برای رسیدن به آغوشِ تو، شبیه تو شدن رو انتخاب کردم.سو جانسون توی کتاب محکم در آغوشم بگیر میگه؛[وقتی قلب‌تان با شما حرف می‌زند، از حرف‌هایش یادداشت بردارید]و من توی همه‌ی این نامه‌ها ...
اپیزود ده نامیرا، برای رسیدن به آغوشِ تو، شبیه تو ...
17:43
  • 1.5K

  • 8 ماه پیش
17:43
نامه هفتم | یک پل چوبی بین من و تو فاصله افتاده‌بود
  • 1.3K

  • 10 ماه پیش
اپیزود نه نامیرا، تو آفریده شده بودی تا من پیامبر دینم رو خودم انتخاب کنم.من میدونم هیچ پلی نمی‌تونه من رو از تو عبور بده، اما؛ یه چیزی رو خیلی خوب میدونم.اینکه تو آفریده شدی تا من بنده‌ی دینی باشم که...
اپیزود نه نامیرا، تو آفریده شده بودی تا من پیامبر ...
27:54
  • 1.3K

  • 10 ماه پیش
27:54
نامه ششم | من نیازم؛ رسیدنِ این نامه به تو بود
  • 1.7K

  • 1 سال پیش
اپیزود هشت نامیرا، نیازی بود که با یک بار دیدنت رفع نمی‌شد، پس برایت نوشتم.گاهی هوایی که می‌شوم، قلبم تو را صدا می‌زند و من برای سکوتِ قلبِ دلبسته‌ام فقط می‌توانم به کلمات پناه ببرم!کاش این پناه بعد ا...
اپیزود هشت نامیرا، نیازی بود که با یک بار دیدنت رف...
15:51
  • 1.7K

  • 1 سال پیش
15:51
گاه‌نامه دوم | سکوتم در برابر تو، سقوطم بود
  • 1.6K

  • 1 سال پیش
اپیزود هفت نامیرا، کلمات را در کنار هم چیدم تا بگویم آمدم تو را با خود ببرم، اما؛ سکوت برچسبی بود‌ که بر لب‌هایم زدم.من معنای عشق را در چشمانی یافتمکه هربار نگاهم می‌کردندبه سکوت وادار می‌شدم.آن چشم‌ه...
اپیزود هفت نامیرا، کلمات را در کنار هم چیدم تا بگو...
13:21
  • 1.6K

  • 1 سال پیش
13:21
نامه پنجم | کلمات را، به سکوت فروختیم
  • 1.6K

  • 1 سال پیش
اپیزود شش نامیرا، دلبسته‌ی دیداری بودم که آبان را تغییر دهم. اما؛ دِلبَستَن کافی نبود.گاهی می‌بینی...می‌شنوی...نزدیک می‌شوی...با همه‌ی سلول‌های تنت می‌خواهی...اما؛جوهر قلمِ او به پایان رسیده است.راوی ...
اپیزود شش نامیرا، دلبسته‌ی دیداری بودم که آبان را ...
19:16
  • 1.6K

  • 1 سال پیش
19:16
نامه چهارم | گره قلبم، باشه گرو قلبت
  • 1.4K

  • 1 سال پیش
اپیزود پنج نامیرا، خواستیم به بدنامی پاییز پایان ببخشیم، اما؛ آبان شد!داستانی که شروع کرده بودیمبه بلندی هم رسیدشاید آن طرف قلهکوهی دیگر باشدشاید هم صحرا...راوی و تنظیم کننده: سارا کرفینویسنده: نرجس خ...
اپیزود پنج نامیرا، خواستیم به بدنامی پاییز پایان ب...
17:25
  • 1.4K

  • 1 سال پیش
17:25
گاه‌نامه اول | خیال آمدنت را به کاغذها بگو
  • 1.8K

  • 1 سال پیش
اپیزود چهار نامیرا، برای خیالی که نه گفته شد، نه از سر بیرون اومد.هر عشقی دو طرف دارهیک نفر عاشقه، یک نفر معشوق...اما؛ این عشق دو عاشق داشتکه یک نفر سکوت کرد، یک نفر ساکت موند.تاوانِ این نگفتن‌ها رو ک...
اپیزود چهار نامیرا، برای خیالی که نه گفته شد، نه ا...
14:16
  • 1.8K

  • 1 سال پیش
14:16
نامه سوم | به یک فاصله، نفس باختیم
  • 2.0K

  • 2 سال پیش
اپیزود سه نامیرا، برای تک تک فاصله‌هایی که اگر نبودند، عشق، نفس کشیدن را از یاد نمی‌برد.خواستیم ابراز کنیم که فاصله‌ها را برداریم، اما نگفتیم که نکند از یاد برویم.داستانِ این نامه، گفتنِ نگفته‌های ما ...
اپیزود سه نامیرا، برای تک تک فاصله‌هایی که اگر نبو...
21:42
  • 2.0K

  • 2 سال پیش
21:42
نامه دوم | سهم عشق، عذاب نبود
  • 2.2K

  • 2 سال پیش
اپیزود دو نامیرا، برای همه‌ی عذاب‌هایی که حق ما نبودن، اما سهم ما شدن.عشق رو یافتیم تا رنج رو کمی بهبود ببخشیم.اما نفهمیدیم که عشق، همان رنج است.فقط کمی شیرین‌تر....عاشق از رنج می‌نویسه و می‌خونه،تا ا...
اپیزود دو نامیرا، برای همه‌ی عذاب‌هایی که حق ما نب...
20:00
  • 2.2K

  • 2 سال پیش
20:00
نامه اول | قول دادیم که از یاد نبریم
  • 2.9K

  • 2 سال پیش
ایپزود یک نامیرا، برای همه‌ی قول‌هایی که دادیم و فراموش کردیم!هر قولی یه روز داده میشه و تو قلب یه نفر خونه میکنه.هر قولی که به عشق بدی اما؛ فرق میکنه... عاشق با همه‌ی قول و قرار‌های معشوق دل می‌بنده....
ایپزود یک نامیرا، برای همه‌ی قول‌هایی که دادیم و ف...
15:14
  • 2.9K

  • 2 سال پیش
15:14
هیچ نامه | معرفی نامیرا
  • 3.6K

  • 2 سال پیش
اپیزود صفر نامیرا، برای معرفی نامه‌های ما به شما[نامیرا]یعنی جاودانه کردیم هر احساسی که یک روزی تجربه کرده بودیم.ما اینجا پذیرفتیم که احساس آدمی گذراست، اما؛ عشق نه میگذره نه میذاریم که بگذره.راوی و ت...
اپیزود صفر نامیرا، برای معرفی نامه‌های ما به شما[ن...
02:35
  • 3.6K

  • 2 سال پیش
02:35
shenoto-ads
shenoto-ads