ناپیدا، پادکستی درباره چیزهاییست که درون ما میگذرد اما همیشه دیده یا گفته نمیشوند.اینجا درباره تنهایی، رابطهها، اضطراب، انتخابها، ترسها، معنای زندگی و تجربههای انسانی حرف میزنیم؛ از آن بخشهایی از زندگی که شاید خیلیهای ما تجربهشان کردهایم، اما کمتر دربارهشان حرف زدهایم.ناپیدا قرار نیست جوابهای قطعی بدهد؛ قرار است با هم سؤالهای مهمتری بپرسیم، خودمان را بهتر ببینیم و از تجربههای مشترک انسانی حرف بزنیم.ناپیدا؛ جایی برای چیزهایی که دیده نمیشوند، اما درون ما زندگی میکنند.
Hermes
1 هفته پیش۳ / القصه سرتون رو درد نیازم هنوز هم دوسش دارم با اینکه میدونم تمام اسن مدت یکبار هم بهم فکر نکرده نه اینکه فکر کنه یکبار هم بیادم نیچفتاده هنوز هم دوستش دارم اما درست میگید شما بعدش تغییر کردم دوستش دارم اما با یه مدل دیگه نه اون مدلی که دوس داشتن رو بهش نشون دادم
Hermes
1 هفته پیش۲/ سوال بعدی اینه که عاشق چیه اون دختر خانم بودم؟ خوشگلیش یا رفتارش یا مثلا عاشق عشقی که بهم میداد زمان زیادی روش فکر کردم من عاشق خودش بودم نه ظاهرش برام مهم نبود که امروز چقدر قشنگ شده یا اصلا به خودش نرسیده برام مهم نبود اخلاقش خوبه یا نه بزام مهم نبود چه رفتاری داره و حتی بزام مهم نبود دوستم نداره منکه دوستش داشتم و این برام اهمیت داشت راهمون هم از هم دور بود نمیشد چقتی دلم براش تنگ شده برم وایسم از دور ببینمش اون هم راضی نمیشد بیاد ببینمش با همه اینها دوسش داشتم چون لایق دوست داشتن بود چون قلب مهربون و صافی داشت حتی اگه با من مهربون نبود چون میدونستم سالهای قبلش اون هم عشق رو دیده و بهش نرسیده پس لیاقت اینکه یکی بدون حساب و کتاب اینکه اگه عشق بدم باید عشق پس بگیرم بهش عشق بده رو داره اگه تجربه بدی داشت بذار من براش تجربه خوبی بسازم چون حقشه که یباز هم که شده بدون منت و چشمداشت عشق بگیره
Hermes
1 هفته پیشخیلی سچال سختیه حتی فکر کردن بهش هم سخته من چند شال پیش عاشق یه دختر خانمی شدم و هر روز هم بیشتر شد اما به قول شما من عاشق اون بودم یا عاشق حسی که از اون آدم تجربه میکردم؟ قطعا از طرف اون آدم حسی تجربه نمیکردم این حس یی طرفه بود اون نه دوسم داشت و نه بهم فکر میکرد و نه حسی بهم داشت اما من داشتم بعضی وقت ها صحبت میکردیم با ابنکه میدونست چه حسی بهش دارم سرد جوابم رو میداد بعضی وقتها جواب نمیداد بعضی وقتها جواب دیگه ای میداد غرورم رو له میکرد چیزهایی که دوست داشتم رو بی اهمیت میکرد وعده های الکی میداد پس من احساس خوبی از اون آدم نمیگرفتم که دلتنگ اون حسها شده باشم
Hermes
1 هفته پیشبه نظرم این پست خیلی خوب توضیح میده https://www.instagram.com/reel/DcoV71ABeT7/?igsi=ZjFldXlhcGl6cGhv
Hermes
1 هفته پیشسال های زیادی بود که شنیدن صدای یه ساز خاص من رو مسخ و جادوی خودش میکرد تا اینکه یه روز تصمیم گرفتم فقط شنونده نباشم و خودم هم دست به ساز بشم. با تمام علاقه ای که بهش دارم اما روزی بیشتر از پنج دقیقه نمیتونم تمرین کنم چون ذهنم پرت میشه جای دیگه. توی قفسه کتاب هام کلی کتاب نخونده دارم که هر وقت کیرم سراغشون به قول شما به خودم میام میبینم چند صفحه رفتم جلو اما اصلا متوجه نشدم چی خوندم کلی فیلم ندیده توی واچ لیستم دارم که بیشتر از نیم ساعتشون رو نمیتونم ببینم تنها چیزی که ذهنم روش قفل میشه کارمه انگار مغزم میگه اوکی از این حجم از فکر و خیال خسته شدی؟ بیا عمیق شو روی کار و سرت رو یه کار گرم کن
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است