🎯 ما برای نجاتیافتن جشن میگیریم؛ برای غرقنشدن نه. 🔍 شاید به همین دلیل، بعضی از ارزشمندترین موفقیتهای زندگی و مدیریت، قابل مشاهده نیستند. 🌿 چون موفقیتشان در چیزی است که اتفاق نیفتاده است. 🧠 و شاید یکی از سختترین کارهای یک مدیر همین باشد: 🎯 کاری کند که همهچیز خوب پیش برود؛ آنقدر خوب که هیچکس نفهمد چه فاجعهای میتوانست اتفاق بیفتد. بله مطلب بالا را در گاهنامه مدیر در فضای مجازی دیدم و خواندمبا خودم فکر کردم خیلیها با بحران مواجه میشوند و تقابلشان با بحران ، شکست یا پیروزی ، درس است برای سایریناما بیش از آنها ، آدم هایی هستند که زندگیشان میگذرد بدون آنکه مطرح شونددر حالی که در تجربیاتشان شاید درسهایی باشد.تصمیم گرفتم بنویسم . شاید به درد کسی بخورد من مسعود موسوی هستمحدودا پنجاه و نه سال سن دارم رشته تحصیلیم مهندسی مکانیک با گرایش ساخت و تولیده که طی سالهای 1365 تا 70 شمسی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ، که اون موقع ما بهش میگفتیم پلی تکنیک تهران ، گذشتهسالها به طراحی مکانیزم ، دستگاه و ابزار و همچنین مشاوره برای پیاده سازی سیستمهای کیفیت ، عارضه یابی و تهیه طرح های توجیهی، مشغول بودم و در سالهای 1400 تا 1403 در شرایط پسا کرونا DBA خواندماینجا پادکست چهل سال تجربه استچهل سال تحصیل و کار در شرایطی که هم نسلهای من خوب میدانند چگونه شرایطی بوده و هست.چهل سال در تلاش محیطی که با شعارهای حمایت از صنعت و تولید ، ریشه تولید و صنعت خشکانیده شد تا جیبهایی پر پول شودچهل سال مقاومت در محیطی که شرط پیشرفت ، و شاید بقای سازمانی ، تن دادن به سقوط اخلاقی بود.چهل سال زندگی در شرایطی که حتی گفتن از سختیهای غیر معمول ، تاوان داشت. آنچه در عمل یاد گرفتمچیزهایی که ای کاش قبل از ورود به صنعت میدانستمبدون اینکه ادعای موفقیت یا برد داشته باشم فقط میخواهم بنویسم و بگویم
کامنتی ثبت نشده است
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است