کی دو ملاقات با ایشون داشتم تو یه ملاقات که ملاقات خوبی نبود، خاطره بدی توی ذهنم موند. رفتند و روحانی مسجد ما رو آوردند . روحانی مسجد ما پسر آیت الله بزرگی بود مثل آیت الله موعظی. شاید تو شهر مون پنج شیش نفری مرجع داشتیم که از این رساله ها داشتند . مردم هم تقسیم شده بودن و از هر کدومشون تقلید میکردند.
پدر روحانی مسجد ما هم از اینها بود که انسان با سوادی بود منتها چون رفتارش رو کلا بچه های مبارز و جوون های انقلابی نمیپسندیدن خیلی باهاش ارتباط نمیگرفتن
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است