داستان ایرانی
بار دیگر با تو نوشته : پرویز قاضی سعید
(قسمت اول)
در دل شبی بارانی، مردی تنها از پنجرهی آپارتمانش نوری را در باغی متروک میبیند...
باغی که سالها خاموش بوده و حالا دوباره زنده شده است.
آیا آنچه میبیند خیال بیمار ذهن اوست یا رازی پنهان در تاریکیِ شب؟
«بار دیگر با تو» روایتیست از تنهایی، وهم، و عشقی که از دل سکوت زاده میشود...
#کتابخانه_آزیتا
#بار_دیگر_با_تو
#پادکست_فارسی
#پادکست_ادبی
#داستان_شنیدنی
#عشق_و_راز
#پرویز_قاضی_سعید
#بار_دیگر_با_تو_در_میان_عطر_و_سکوت
اولین نفر کامنت بزار
داستان کوتاه سرگیجه
«نشسته بودم توی بهداری... سالن تشریح که چیزی نی...
حجله ای در شهر ممنوع ...
حجله ای در شهر ممنوع ...
🎙️ در قسمت جدید : پرده از آدمی برد...
"حجلهای در شهر ممنوع"، داستانی عاشقانه...
من تو او و تلفن
من ، تو ، او و تلفن ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است