در یک صبح زمستانی، کیا پشت میز آشپزخانه نشسته بود و داشت روی کتاب جدیدش در مورد قارچها کار میکرد و هیچ تصوری از دیداری که لحظاتی دیگر برایش اتفاق میافتاد نداشت.
کتابصوتی #داستان #درام #عاشقانه #جنایی #جاییکهخرچنگهاآوازمیخوانند
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است