“در دلِ پهناورِ ایرانزمین، جایی که کوهها به آسمان درهم میآویزند و دشتها تا افقِ بیکران گستردهاند، داستانی کهن خفته است؛ داستانی از سربلندی، دلیری، و سوگنامه ای چنان ژرف که اشک از دیدگانِ زمان فرو میریزد. «رستم و سهراب»، رزمنامهای است که از تار و پودِ پهلوانی بافته شده، داستانی از جوانمرگیِ سهرابِ آزمند، پهلوانی که چون ستارهای درخشان بردمید، اما سرنوشتِ شوم، او را در چنبرهی فرجام تلخی گرفتار ساخت. این داستان، داستان رویاروییِ ناگزیرِ پدر و پسر است، نبردی که در آن شمشیرِ رستم، قهرمانِ و نگاهبان بیبدیلِ ایران، ناخواسته تیغِ زهرآگینِ مرگ را بر جانِ فرزندِ دلبندش، سهرابِ رشید، فرود آورد. داستانی کهن، که یادآورِ شکنندگیِ سرنوشت و ژرفای اندوهِ نهفته در قلبِ هر رزمنامه ای بزرگ است.”
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است