.مرداس، پادشاه سرزمین تازی، مردی پاک و دادگر است که ضحاک، پسر اوست، اما همانند پدر نیکسرشت نیست.
روزی ابلیس در پی ضحاک می آید و از در دوستی به او می گوید با من پیمان ببند تا راز سربلندی را به تو بگویم. ضحاک شیفته سخنان ابلیس میشود و می پذیرد...
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است