فتحنامه مغان داستان کوتاهی است که گلشیری آن را در آذرماه 1359 نوشت . این داستان از وقایع انقلاب شروع می شود. از شیشه بانک ها او سینماها را شکستن و میخانه ها را ویران کردن. و یک میخانه دار به نام برات که مجسمه شاه را پایین فتحنامه مغان داستان نسلی است که شکست پشت شکست را تجربه کرده است!
موسیقی:
Tomorrow by Michael_Ortega
سلام چطور میتونیم تایمی،که گوش،دادیم رو حفظ کنیم،اگه وسط گوش دادن یهو کسی زنگ بزنه باز میپره اول
فصل دوم- هوشنگ گلشیری. قسمت3: پرنده فقط یک پرنده بود
135
5 سال پیش
روزي بود و روزگاري و شهري بود به اسم علي آباد که چنين بود و چنان ... تا آن روز که
پرنده فقط یک پرنده بود/ داستان کوتاه / برگرفته از مجموعه داستانی نیمه تاریک ماه / هوشنگ گلشیری...
روزي بود و روزگاري و شهري بود به اسم علي آباد که چ...
16:28
135
5 سال پیش
16:28
برف، این برف لعنتی
233
6 سال پیش
آنچه که میشنوید داستان کوتاهی از جمال میرصادقی با عنوان برف ،این برف لعنتی است از مجموعه داستان چمشهای من، خسته....
آنچه که میشنوید داستان کوتاهی از جمال میرصادقی با...