در عصر پهلوی دوم، جایی که سایهی تاج شاهنشاهی از بلندای توهم قدرت بر سرزمین ایران گسترده شده بود، محمدرضا شاه با نگاهی نافذ به آینهی جواهرنشان کاخش، خود را تجسم قدرتی بیبدیل میپنداشت. قدرت مفهومی چندوجهیست. نه پول به تنهایی قدرت می آورد و نه قدرت سخت به تنهایی خلق پول و سرمایه می کند. جامعه مدرن و درحال پیشرفت نیاز به چیزهایی فراتر از حداقل های زندگی دارد. بماند که ذکر این نکته در سیاست خارجی هم حائز اهمیت است که منافع ملی بر دوستی ارجحیت دارد. بحث این قسمت در باب قدرت ماورایی شاه است- —قدرتی که نه بر ارادهی مردم، نه بر اقتصاد پایدار، و نه حتی بر استقلال سیاسی استوار بود، بلکه بر روسای جمهور آمریکا و ملکه انگلستان استوار بود! در این دوران به ظاهر درخشان، دوستیهای شاهانه نه بر منافع ملی، بلکه بر حجم کمکهای مالی و موافقتنامههای نظامی تعریف میشد. برای اعلیحضرت، کافی بود چکمههای براق ارتش شاهنشاهی را به رخ بکشد و تصور کند که جهان، مسحور اقتدار بیبدیل اوست.
اولین نفر کامنت بزار
در عصر طلایی پهلوی دوم، زمانی که خیابانهای تهر...
اگر مصدق به آمریکا اعتماد نمیکرد، تاریخ ایران ...
داستان اعتماد به غرب داستان دور و درازیست. داست...
سوریه زمانی زمین بازی شوروی بود، و بعد یکی از ک...
در این اپیزود از آناکست میخواهیم وارد قصه ی عج...
این اپیزود از آناکست فرصتی منحصربهفرد برای کشف...
مفرغ یا برنز آلیاژی است که از ترکیب مس و قلع به...
این قسمت برای علاقهمندان به تاریخ، هنر و فناور...
اریسمان، یک روایت صوتی جذاب و آموزنده است که به...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است