افسون دختر نیمی از تن مرا سنگ کرد و چون به شهر اندر چهار گونه مردم بودند، مسلم و نصاری و یهود و مجوس، چهار گونه ماهیان شدند و شهر نیز برکۀ آبی شد و چهار جزیره چهار کوه شدند...
ادامۀ حکایت صیاد و برکۀ جادویی و ملکزادۀ طلسمشده را در شب هشتم از شبهای هزارویکشب با صدای فاطمه سالاروند بشنوید.
بعضی واژههای دشوار شب هشتم:
بیتالاحزان: خانۀ اندوهها
قندیل: چراغدان
زنگی: سیاهپوست
▪️قصهخوان: فاطمه سالاروند
▪️ضمایم و تعلیقات: علیرضا فتاح
▪️نگارگر: حمید قدسی (استودیو سواد)
▪️رژیسور: فاطمه مهربان
▪️طرح و تهیه: امید مهدینژاد
▪️تهیهشده در: استودیو سهنقطه
اولین نفر کامنت بزار
ای ماهی، به عهد قدیم و...
صیاد دید که در برکه ما...
ملک یونان به وزیر گفت:...
پس صیاد عفر...
صیادی سالخورده همه روز...
هزارویکشب چیست و از کجا آمده است؟ آیا واقعا شا...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است