در فصل دهم، روند جلسات هیپنوتراپی ادامه دارد و کاترین وارد زندگیهای جدیدی از گذشته میشود. یکی از نکات مهم این فصل، اشاره به زندگیای است که در آن کاترین نقش مردی در فرهنگ آسیایی را دارد و در آن تجربههایی از قدرت، انزوا، و در نهایت فروتنی را تجربه میکند.
اما پیام اصلی این فصل از زبان استادان بیان میشود. آنها دربارهی زمان صحبت میکنند؛ اینکه زمان در دنیای روح وجود ندارد و تنها در دنیای فیزیکی معنا دارد. آنها تأکید میکنند که رشد روحی در بُعدی فراتر از زمان رخ میدهد، و انسانها برای تکمیل یادگیریهایشان، به بدنهای مختلف در زمانهای مختلف بازمیگردند.
یکی از پیامهای مهم دیگر این است که انسانها اغلب به دلیل دلبستگی بیش از حد به دنیای مادی، از رشد معنوی خود بازمیمانند. رها کردن وابستگیها و درک اینکه روح جاودانه است، میتواند مسیر آزادی و شفا را باز کند.
در این فصل، دکتر وایس بیشازپیش تحتتأثیر عمق و هماهنگی پیامهای معنوی قرار میگیرد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است