مهمان ارجمند این اپیزود پادکست پایهها امیر شهلاست و نکتههایی از فراز و فرود زندگیاش را که پیش از این جایی بیان نکرده، برایمان گفت.
بخشی از حکایتهای شهلا ما را یاد حال و هوای شخصیت مرد نمایشنامهی ملاقات بانوی سالخورده فردریش دورنمات و فیلم دیدنی «بی همه چیز» انداخت. بارها در حین ضبط این شماره بغض کردیم و حالا و بعد از شنیدن حرفهایش چقدر با او همذات پنداری میکنیم.
هر چه بدعهدیها و بلاهایی که بر امیر شهلای عزیز و تمام آدم سطح اول شهرم رفته، حالا بهنظرم برخاسته از سهچیز ساده است: «حسد»، «ترس از بهخطر افتادن موقعیت» و در زبان ساده و در نهایت «کوتهاندیشی افراد» است.
کاش روزی افراد شایسته و شجاع زمام امور این شهر و کشور را بهدست گیرند و ما جای خط کشیدن روی نام و فراری دادن مغزها که ثروت اصلی این میهنند ،اسطورهساز باشیم و تکریمشان کنیم تا بمانند و قبل هر چیز باید تصمیم بگیریم که برای تغییر امور تغییر را از خودمان آغاز کنیم.
در بخش مشهدشناسی از رسم و رسوم شب یلدا میشنویم و در قسمت «نوایی برای ایران» هم سرودهای ممتاز و خاطرهانگیز از افشین یداللهی فقید را میشنویم.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است