• 2 ماه پیش

  • 524

  • 03:36

اپیزود بیست و نهم: ساحل غم

رادیو آغوش
2
2
0

اپیزود بیست و نهم: ساحل غم

رادیو آغوش
  • 03:36

  • 524

  • 2 ماه پیش

توضیحات

ذبیح گفت این کیه میخونه؟ گفتم فرخزاد گفت فروغ؟ گفتم فریدون برادرش گفت قشنگ میخونه چته غمبرک زدی؟ گفتم خستمه ،ذبیح یه مرگاییم هس که اسمشو بلد نیستم گفت اوه یعنی بریم کوه؟ گفتم بریم 

دم پلنگچال نشستیم و به گربه ها و سگها نگاه کردیم. ذبیح گفت :کلاغها نیستن .امروز گفتم .سرده گفت یعنی کلاغ هم سردش میشه؟ گفتم فرخزاد رو مهموناش کشتن ،ذبیح سیتا چاقو زدن تو قفسه سینهش اصلا جا میشه سیتا زخم تو سینه آدم؟ گفت ها بیشترم جا میشه انسان گنجایش زخمش بالاس. همین خود تو نمونه ش

رسیدیم خونه و تو تاریکی نشستیم گفت تو یه چی دیگهت هم .هس گفتم تا حالا کف دستت دلتنگ صورت کسی بوده؟ که صورتشو بذاره کف دستت و خوابش ببره؟ تا حالا وسط خیابون یاد یکی افتادی بری بشینی رو سکوی یه خونه و یه زن پیری رد بشه بهت بگه دل بستی پیرمرد؟ آخ آخ ذبیح گفت یکی رو میخواستم نشد بگم تو عروسیش از هفت غروب رقصیدم تا سه صبح میدونی چرا؟ گفتم که خسته شی بتونی بخوابی؟ گفت نه که نفهمه. اگه یکی رو بخوای غمش رو نمیخوای حالیته؟

موقع خداحافظی گفت اگه مث آدم به بهشت جهنم اعتقاد داشتی الان میتونستی فکر کنی فریدون و فروغ با هم تو بهشتن با بابات و شاهد و عطیه و علی و نیما و کژال و ساسان و بقیه کس وکار .مردهت گفتم ،ذبیح امید واهی بدتره از .ناامیدی گفت خرابی به ننه ت بگو برامون دعا کنه

رفت من هم نشستم واسه بچههای بینام بلوچ گریه کردم. سعی کردم واسه غمام اسم بذارم اسم غم گذشتن از تو رو گذاشتم این مرد قبر خودش شد حالا فریدون داره میخونه من تنها میمانم روی ساحل.

من ساحل ندارم کف خونه دراز کشیدم و منتظرم آب از سرم رد

بشه.

مامان واسه ذبيح دعا كن من كارم از شفا گذشت #حمیدسلیمی 

به یاد فریدون فرخزاد

+


با صدای
محمدرضا حنیفی

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads