به خودم گفتم برو بخواب ایتن؛
ین فکرها مثل مرهمی که روی زخمی باز گذاشته باشند ، کم کم آرامم کرد . از دفترم بیرون آمدم و به اتاق خواب رفتم .
صدا کردن خودم نجاتم داده بود ، نه از دست آن مزاحم خبیث ، که از دست خودم.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است