پاتریک ، آیا با گوش دادن به قسمت قبل و این قسمت ، میتونید تحلیل کنید که "پاتریک" دقیقا چیه ؟
کیه ؟ جامعست ؟ رفتاره ؟ .. یک احساسِ یا یک ناهنجاری ؟!
شاید هم خودمون باشیم ..
پس واقعا گوش کنید .. فقط گوش دادن اشتباست .
بعد از یک دوره ی طولانی بیماری !
دوباره داریم بر میگردیم .. ...
بعد از یک دوره ی طولانی بیماری !
دوباره داریم بر ...
02:48
100
8 سال پیش
02:48
داستان "روز فیل چاقالو ..!"
76
8 سال پیش
هر قسمت با داستان های کوتاه از نویسندگان سال 1800 میلادی به بعد و 1990 میلادی به بعد ..
همراه ما باشید .....
هر قسمت با داستان های کوتاه از نویسندگان سال 1800 ...
06:32
76
8 سال پیش
06:32
روزمرگی - رفتن (قسمت آخر فصل اول)
89
8 سال پیش
روزمرگی با حال و هوای 1886 میلادی برمیگرده ..
(فعلا آخرین قسمت از فصل اول رو با ما همراه باشید .)...
روزمرگی با حال و هوای 1886 میلادی برمیگرده ..
(فع...
06:04
89
8 سال پیش
06:04
روزمرگی - سهم من و تو ...
131
8 سال پیش
من برای به تصویر کشیدن لحظه لحظه های زندگی ام، یک رنگ کم دارم..
و آن هم تویی که اکنون بر بوم دیگران نقش بسته ای..
#پادکست روزمرگی قسمت بیستم .....
من برای به تصویر کشیدن لحظه لحظه های زندگی ام، یک ...
09:09
131
8 سال پیش
09:09
روزمرگی - ستاره دنباله دار (کریسمس)
66
8 سال پیش
روزمرگیِ خانواده ی آقای استیفانی در ساعات شلوغ کریسمس!...
روزمرگیِ خانواده ی آقای استیفانی در ساعات شلوغ کری...
12:53
66
8 سال پیش
12:53
پادکست روزمرگی - زئوس و ساعت !
93
8 سال پیش
زئوس با ساعتش و دانشجو و خودکار و استاد ......
زئوس با ساعتش و دانشجو و خودکار و استاد ...
08:29
93
8 سال پیش
08:29
روزمرگی قسمت هجدهم !
57
8 سال پیش
از صدای بوسه ی دو عاشق روی پله برقی های مترو تا صدای پارگی پالتوی او بخاطر گرفتن به گوشه ی پله برقی..! ...
از صدای بوسه ی دو عاشق روی پله برقی های مترو تا صد...
09:28
57
8 سال پیش
09:28
روزمرگی - شهریور خاکستری
85
8 سال پیش
"و تو ای تابستان ..
چقدر برایم عزیز بودی ، وقتی که 10 سالم بود ..!
تعریفی از اسباب بازی ، توپ پلاستیکی ، مسابقه دوچرخه سواری با دوستامون ...و اسکیت ، بستنی توپی های شکل زیزی گولو !
بستنی چوبی دوقل...
"و تو ای تابستان ..
چقدر برایم عزیز بودی ، وقتی ک...
09:14
85
8 سال پیش
09:14
روزمرگی - تو تمام مرا از بر بودی..
110
9 سال پیش
"پادکست روزمرگی : تو تمام مرا از بر بودی /...
.
وقتی انگشتان باریکش به دور میز میچرخید .. تارهای موی او در شعله های شومینه چون طلایی ظریف میدرخشید ..
سکوتش پر از فریاد بود .. با هر حرکت انگشتانش رو...
"پادکست روزمرگی : تو تمام مرا از بر بودی /...
.
...