جوانمردی به نام نوفل که رئیس قبیله ای دیگر و دارای نام و آوازه و اعتبار است در پی آگاهی از حال و روز قیس به یاری او می شتابد و به شیوه ای خردمندانه و درعین از سر مهر قیس را از بیابان به قبیلۀ خود می برد و او را به زندگی عادی برمیگرداند. قیس به این شرط دعوت نوفل را می پذیرد که نوفل او را به وصال دلدارش لیلی برساند...
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است