حیوانات مزرعه اقای جونز تصمیم به شورش گرفتند و به رهبری خوکها دست به اقدام های مخفیانه زدند. انها منتطر فرصت مناسب بودند که انقلاب کنند...
حیوانات مزرعه اقای جونز تصمیم به شورش گرفتند و به ...
20:03
0
1 روز پیش
20:03
فصل اخر ،فقط میل و هیجان
0
10 ماه پیش
پری به ازور زنگ زد و با شنیدن صدای او قلبش لرزیدازور با شنیدن صدای پری،با وجود تمام کم لطفی هایش به صحبت با او ادامه داد و....صدای ازیر ماشینهای پلیس شنیده شدپری بعد از صحبت با ازور احساس ازادی میکرد....
پری به ازور زنگ زد و با شنیدن صدای او قلبش لرزیداز...
10:19
0
10 ماه پیش
10:19
روسیاه
15
10 ماه پیش
شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به دانشگاه بیاید رفتم به انجا بعد از روسیاهیش سخت بود اما رفت و با شنیدن حرفهای سخنران نتوانست ساکت بماند ......
شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به دانش...
19:45
15
10 ماه پیش
19:45
کمد
0
10 ماه پیش
در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدید میکردند ،پریرخود را در کمدی که انجا بود مخی کرد و با تلفنش به پلیس زنگ زد و درخواست کمک کرد....و بعد به ازور زنگ زد ......
در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدید م...
06:06
0
10 ماه پیش
06:06
صنوبر ابی
0
10 ماه پیش
پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد ازور استادی دوست داشتنی و فرهیخته ولی از نظر تعدادی دیگر منفور بوداو همسرش را ازدست داده بود و با شیرین ازدانشجویان سابقش رابطه داشتو .......
پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد ازور استاد...
25:07
0
10 ماه پیش
25:07
یک لیوان نوشیدنی شیرین_جای خالی خداوند در قلب
0
10 ماه پیش
استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه شد که تعدادی از او شکایت کرده اند...پری هم خودکشی کرد و وقتی چشم باز کرد خود را در بیمارستان روانپزشکی دید.....۵...
استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه شد ...
23:15
0
10 ماه پیش
23:15
رژه
0
10 ماه پیش
پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدای همیشگی پرانرژی و بااعتماد به نفس جواب داد .انها مشعول صحبت بودند کهزنگ در خانه تاجر به صدا درامد و بعد صدای زد و خورد دونفربا ماسک به خانه حمله ور شدند...
پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدای ه...
14:31
0
10 ماه پیش
14:31
خانه ای با دیوار شیشه ای
0
10 ماه پیش
هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و هر کدام عهده دار کاری اما بگو مگوهای مونا و شیرین بر سر مذهب ،پری را کلافه کرده بود......
هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و هر...
00:00
0
10 ماه پیش
00:00
چهره دیگر
1
10 ماه پیش
شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود برای پری هیچ کاری نمانده بود جز پوشیدن پالتو و خروج از خوابگاه و سوارشدن به تاکسیاما در راه متوجه شد نفر سومی هم با انها هم خانه است و او کسی نبود جز مونا...
شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود برای...