توضیحات
فرایند مواجهه با مرگ، احتضار و سوگ، مرحلهای واپسین و عمیق از رشد انسان است که ابعاد زیستی، روانشناختی و اجتماعی-فرهنگی را در هم میتند؛ در جریان مرگ، بدن از مراحل اولیه فروپاشی علائم حیاتی، مرگ بالینی و در نهایت مرگ کامل عبور میکند، در حالی که درک افراد از مفهوم نیستی و میزان اضطراب مرگ در طول گستره عمر از کودکی تا سالمندی دستخوش تحول شده و تحت تأثیر باورهای معنوی، انسجام درونی و پیوندهای عاطفی تعدیل میگردد. افراد در مواجهه با بیماریهای سختدرمان واکنشی یکسان نشان نداده، بلکه از راهبردهای انطباقی گوناگونی نظیر انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی و پذیرش برای حفظ هویت، معنابخشی به زندگی و نیل به مرگ با عزت بهره میجویند؛ در این میان، رویکرد مراقبتهای تسکینی و آسایشگاهی با اولویتبخشی به کنترل درد، حفظ کرامت انسانی و حمایت از خانواده، فضایی آرام را در برابر مداخلات پزشکی تهاجمی فراهم میسازد. علاوه بر این، تصمیمگیریهای اخلاقی و حقوقی درباره پایان دادن به درمانهای نگهدارنده زندگی و راهکارهای مرتبط با حق مرگ، در کنار عبور از مراحل سوگواری و بازسازی روانی پس از فقدان عزیزان، نشان میدهد که انطباق با مرگ نیازمند ارتباط صادقانه، احترام به اختیارات فردی و برپایی الگوهای حمایتی متناسب با فرهنگ جامعه است.