• 2 روز پیش

  • 2

  • 12:50

صد و چهل و سه - سرود آنکس که برفت و آنکس که برجای ماند

شعر کست | SherCast
0
توضیحات
شاملو:بر موج‌کوبِ پست که از نمکِ دریا و سیاهیِ شبانگاهی سرشار بود بازایستادیم؛تَکیدهزبان در کام کشیده،از خود رمیدگانی در خود خزیدهبه خود تپیده،خستهنفس پس نشسته به کردارِ از راه‌ماندگان.در ظلمتِ لب‌شورِ ساحلبه هجای مکررِ موج گوش فرا دادیم.و در این دمسایه ی توفان اندک اندک آیینه‌ی شب را کدر می‌کرد.در آوارِ مغرورانه‌ی شبآوازی برآمدکه نه از مرغ بود و نه از دریا،و در این هنگامزورقی شگفت‌انگیز با کناره‌ی بی‌ثباتِ مه‌آلود پهلو گرفتکه خود از بستر و تابوتآمیزه‌یی وهم‌انگیز بود.همه حاکمیت بود و فرمان بودکه گفتیپروای بی‌تابیِ سیماب‌آسای موج و خیزابش نیست.نه زورقی بر گسترده ی دریاکه پنداشتی کوهی‌ست استوار به پهنه‌ی دشتی؛و در دلِ شبِ قیرینچندان به صراحت آشکار بودکه فرمانِ ظلمت را پنداشتیدر مقامِ او اعتبار نیست؛و چالاک بدانگونه می‌خزید،که تابوتی‌ست پنداشتیش بر هزاران دست. * پسپدرم زورق‌بان را آواز دادو او را در صدا نه امیدی بود و نه پُرسشی؛پنداشتی که فریادشنه خطابیکه پاسخی ست.و پاسخِ زورق‌بان را شنیدمبر زمینه‌ی امواجِ همهمه‌گر،که صریح و بُرنده به فرمانی می مانست.آنگاه پاروی بلند را که به داسی ماننده‌تر بود بر کفِ زورق نهادو بی‌آنکه به ما در نگردبا ما چنین گفت:فرشته مرگ:"تنها یکی. آن که خسته‌تر است"شاملو:و صخره های ساحل گِردبرگِردِ ما سکوت بود و پذیرش بود.و بر تاسِ باژگونه از آن پیش‌تر که سایه‌ی توفان صیقلِ نیل‌گونه را کدر کند،آرامشِ هُشیارگونه چنان بود که گفتی خود از ازلوسوسه‌ی نسیمی هرگز در فواصلِ این آفاق به پرسه‌گردی برنخاسته است. *پس پدرمبه جانبِ زورق‌بان فریاد کرد:پدر:"اینک دو تن‌ایم ما هر دو سخت کوفته چرا که سراسرِ این ناهمواره را به پای در نوشته‌ایم خود در شبی اینگونه بیگانه با سحر[که در این ساحلِ پرت همه چیزی به آفتابِ بلند عِصیان کرده است.] باری – و از پایانِ این سفر ما را هم از نخست خبر بود. و این باخبری را معنا پذیرفتن است، که دانسته‌ایم و گردن نهاده‌ایم. و به سربلندی اگر چند در نبردی اینگونه موهن و نابه‌شایست به استقامت پای اَفشرده‌ایم[چونان بارویِ بلندِ دژی در محاصره که به پایداری پای می‌فشارد]، دیگر اکنون ما را تابِ تحملِ خویشتن نیست. قلمروِ سرفرازیِ ما هم در این ساحلِ ویران بود، دریغا که توان و زمانِ ما در جنگی چنین ذلت‌خیز به سر آمد. و کنون از آن که چون "روسبیانِ وازده با تنِ خویش" هم بستر شویم نفرت می‌کنیم و دل‌آزردگی می‌کشیم. در این ویرانه‌ی ظلمت دیگر تابِ بازماندنِ‌مان نیست"شاملو:زورق‌بان دیگر باره گفت:فرشته مرگ:"تنها یکی. آن که خسته‌تر است. دستور چنین است"شاملو:و پَلاسِ ژنده‌یی را که بر شانه‌های استخوانی‌اش افتاده بود بر سر کشید،گفتی از مِهی که بر پهنه‌ی دریای گندیده‌ی بی‌تاب آماس می‌کردآزار می‌برد.و در این هنگام نگاهِ من از تار و پودِ ظلمت گذشتو در رخساره‌ی او نشستو دیدم که چَشم‌خانه‌هایش از چَشم و از نگاه تَهی بودو قطره‌های خون از حفره‌های تاریکِ چشمشبر گونه‌های استخوانیِ وی فرو می‌چکید.و غُرابی را که بر شانه‌ی زورق‌بان نشسته بودچنگ و منقار خونین بود.و گِرد بر گِردِ مادر موج‌کوبِ پستِ ساحلی، هر خرسنگ سکوت و پذیرشی بود.پدرم دیگر باربه سخن درآمد و این‌باردیگر چنان که گفتی او خود مخاطبِ خویش است:پدر:"کاهش کاهیدن کاستن از دُرون کاستن"شاملو:شگفت آمدم که سپاهی مَردی دست به شمشیرعیارِ الفاظ را چگونه در سنجشِ قیمتِ مفهومِ هریکبه محک می‌تواند زد!و او هم از آنگونه با خود بود:پدر:" کاستن از درون کاستن کاسه کاسه‌یی در خود کردن چاهی در خود زدن چاه و به خویش اندر شدن به جُستجوی خویش… آری هم از اینجاست فاجعه کاغاز می‌شود: به خویش اندر شدن و سرگردانی در قلمروِ ظلمت. و نیک‌بختی – دردا دردا دردا که آن نیز خود سرگردانیِ دیگری‌ست در قلمرُوی دیگر: میانِ دو قطبِ حُمق و وقاحت؛"شاملو:پس دشنامی تلخ به زبان آورد و فریاد کرد:پدر:" گرچه در این دام‌چاله‌ی تقدیر امیدِ سپیده‌دمی نیست، از برای آنکس که فاتحِ جنگی ارزان و وهن‌آمیز است سپیده‌دَمان خطری‌ست بس عظیم: شناخته شدن و بر سرِ دست‌ها و زبان‌ها گشتن، و غریوِ خلق که «آنک فاتح آنک سردارِ فاتح!» که اگر شرمساری‌اش از خلق نباشد باری با شرمساری از خود چه تواند کرد! لاجرم از آن پیش‌تر که شب به سپیدی گراید می‌باید تا ازین لَجّه‌ی خوف و پریشانی بگذرم"دیِ ۱۳۴۳لینک های پادکست‌پادکست شعر و ادب فار ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و سوم‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌حمایت مالی از پادکست: دارمت Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads