توضیحات
صائب تبریزیسهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر راکز کمان بال و پر پرواز باشد تیر رادشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دستهیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر راحسن را خطِ غبارش بینیاز از زلف کرداحتیاجِ دام نبود خاکِ دامنگیر راریشهٔ نخلِ کهنسال از جوان افزونترستبیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر راعقلِ دوراندیش بر ما راهِ روزی بسته استورنه هر انگشت پستانی است طفلِ شیر رابادپیمایی است عاجزنالی آهندِلاننیست در دلها سرایت، نالهٔ زنجیر راجوی شیر از قدرتِ فرهاد میبخشد خبرمیتوان در زخم دیدن جوهرِ شمشیر راکشورِ دیوانگی امروز معمور از من استمن بپا دارم بنای خانهٔ زنجیر راخنده کز دل نیست چون سوفار، نتواند گشودعقدهٔ پیکانِ زهرآلود از دل تیر رامی رسد آزارِ بدگوهر به نزدیکان فزوننوبرِ زخم از نیامِ خود بود شمشیر رادرگذر از چشمبوسیدن که شد دور از کمانتیر تا بوسید چشم حلقهٔ زهگیر رادر حرم هر کس گناهی کرد، حَدَّش میزنندنگذراند عشق از همصحبتان تقصیر راعالَمی را کُشت و دست و تیغِ او رنگین نشدتیزیِ شمشیر، پاک از خون کند شمشیر راسالها شد با گرفتاری بهم پیچیدهایمچون کند آبِ روان از خود جدا زنجیر را؟عقل کامل میشود از گرم و سردِ روزگارآب و آتش میکند صاحببرش شمشیر رابرنمیگردد براتِ قسمتِ حق، خون مخورنیست ممکن بازگردیدن به پستان شیر رانیست ممکن صائب از دل عقدهٔ غم واشودناخنی تا هست در کف پنجهٔ تدبیر رالینک های پادکستپادکست بوطیقا - قسمت سی و دومشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: حامی باش | دارمتمعرفی پادکست : یکی مثل توتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.