توضیحات
فصل «عشق ما کجا رفت؟ از دست دادن پیوند» نشان میدهد که درگیریها و تعارضات ظاهری زوجها بر سر مسائلی مانند مسائل مالی، روشهای تربیت فرزندان یا امور جنسی، تنها ظاهر مشکل هستند و ریشه اصلی ناآرامیها در گسست عاطفی و احساس ناامنی میان همسران نهفته است. در واقع، پشت تمام گلهها و نقدها، پرسشهای بنیادین دلبستگی مانند «آیا من برای تو مهم هستم؟» و «آیا در سختیها کنارم هستی؟» قرار دارد؛ هنگامی که این پیوند دچار تهدید میشود، سیستم هشدار مغز فعال شده و فرد دچار هراس بنیادین از تنهایی میگردد. در مواجهه با این ترس، افراد معمولاً به دو روش ناخودآگاه روی میآورند: یا با سرزنش و پرخاشگری سعی در جلب توجه و پاسخ عاطفی طرف مقابل دارند، یا با عقبنشینی و سکوت میکوشند از خود محافظت کنند، امر ناخواستهای که چرخهای منفی از فاصله و ناامنی بیشتر میسازد. در نهایت، این فصل یادآور میشود که روشهای سنتی مشاوره مانند آموزش مهارتهای ارتباطی یا تکنیکهای حل مسئله، تنها با ظاهر درگیری مواجه میشوند و تا زمانی که نیاز اولیه زوجها به دسترسپذیری، پاسخگویی عاطفی و ایجاد پناهگاهی امن برطرف نشود، رابطه ترمیم نخواهد شد.