• 3 روز پیش

  • 6

  • 09:16

قسمت ۱۲ , وقتی زمان میگذرد اما تو نه!

نهنگ کاغذی
0
توضیحات

بعضی شب‌ها هست که می‌شینی، با خودت فکر می‌کنی:

«امروز دقیقاً چی شد؟»

از صبح بیدار شدی، چندتا کار انجام دادی، جواب کلییی پیام دادی، جلسه داشتی، یه عاااالمه فکر کردی، شاید حتی خسته هم شدی...

ولی وقتی روز تموم می‌شه، یه حس عجیبی داری.

انگار روز گذشته، اما تو نه.

انگار تمام ساعت‌های روز جایی مصرف شدن، ولی خودت هنوز همون‌جایی هستی که صبح بودی.

و بدتر از اون، فردا هم منتظرته.

باز همون ساعت، همون کارها، همون عجله برای اینکه به چیزهایی برسی که انگار هیچ‌وقت تموم نمی‌شن.

شاید برای همینه که گاهی با اینکه وقت داریم، احساس می‌کنیم وقت نداریم.

چون زمان فقط نمی‌گذره و از کنارمون رد شه؛ انرژی‌مون، تمرکزمون و حتی حال و احساس ما هم در طولش تغییر می‌کنه.

توی این قسمت می‌خوایم کمی مکث کنیم و جور دیگه‌ای به زمان نگاه کنیم.

به تفاوت بین زمانی که فقط روی ساعت می‌گذره و زمانی که واقعاً تجربه‌اش می‌کنیم.

شاید اول باید بفهمیم چرا بعضی روزها، با اینکه زمان از دستمون می‌ره، خودمون اما گیر می‌کنیم.

این قسمت از «تجربه‌های کوچک رهایی‌بخش»؛

وقتی زمان می‌گذرد اما تو نه!

وقتشه یه چای دم کنید و این قسمت رو گوش بدید!


با صدای
ضحا هاشمی

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads