گاهی فکر میکنی تنهایی، اما فکر و خیال رهایت نمی کند... احتمالاً چیزی هست؛ شاید آن را ببینی، شاید هم نه، اما بودنش را حس میکنی. در سکوت اتاق، در هوایی که سنگین میشود، در لحظهای که برمیگردی و مطمئن نیستی چه دیدی. و «هورلا» از همینجا شروع میشود؛ از لبهی باریک میان «هست» و «نیست». و تو در همان حالت تردید معلق می مانی. نه به خاطر هیولایی که دیده ای، بلکه به خاطر چیزی که هرگز آن را ندیده ای.
کتابی که در این قسمت معرفی و بخش هایی از آن خوانده می شود: «هورلا» اثری از گی دو موپاسان - با ترجمه: شیرین دخت دقیقیان (نشر چشمه)
موسیقی های این اپیزود را از کانال تلگرام محتوای پادکست رادیوشهر دریافت کنید.
لینک دانلود کتاب از «نشریه شهر» به نشانی www.the-city.ir
لینک پادکست رادیوشهر در شنوتو
لینک پادکست رادیوشهر در کست باکس
لینک پیج اینستاگرام نشریه شهر
لینک ورود به کانال تلگرام نشریه شهر
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است