توضیحات
در این اپیزود، همه چیز با یک باران غافلگیرکننده وسط داغی تابستان شروع شد؛ بارانی که خیلی زود قطع شد اما به من یاد داد چطور میتوان بدون دلیل و بدون داشتن یک ایدهی ازپیشطراحیشده پشت میکروفون نشست و دلی حرف زد. در این ربع ساعت، به جنگ توهمِ دانایی و بهرهوری سمی در فضای مجازی میرویم؛ همان تلهای که با ذخیره کردنِ بیپایان ویدیوهای آموزشی و دویدن روی تردمیل موفقیت، ما را از لمس واقعیِ زندگی محروم میکند. این اپیزود دعوتی است به بوی خاکِ نمخورده، آغوشِ واقعیِ عزیزانمان و لذت بردن از لحظههای سادهای که هیچ پولی نیاز ندارند. مراقب فکرت باش