در یک عصر ابری و پاییزی، آریا به دیدار مانا و تارا در دو کافهی مختلف میرود. او با صداقت و کلماتی تلخ، پایان این رابطه را اعلام میکند و میگوید لایقِ دو انسانِ شکسته نیست. بدون اینکه منتظر پاسخ بماند، به خیابان شلوغ پناه میبرد؛ گوشیاش را خاموش میکند و در میان هیاهوی شهر و عمیقترین نقطهی تنهاییاش، بیماریاش را مثل راز بزرگی با خود به کوچههای تاریک میبرد...
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است