این فصل از کتاب تبیین میکند که شادی و رضایت از زندگی مفاهیمی ثابت و صرفاً وابسته به عوامل وراثتی نیستند، بلکه به شدت تحت تأثیر راهبردهای بقا و تحولات فرهنگی جوامع قرار دارند. بر اساس یافتههای پژوهشی، در جوامع سنتی و فقیر، باورهای مذهبی با بخشیدن معنا به رنجها و کاهش انتظارات مادی به حفظ روحیه مردم کمک میکنند، اما با دستیابی به رفاه اقتصادی و امنیت، منبع اصلی شادی از نیازهای اولیه به سمت ارزشهای والاتر و «حق انتخاب آزادانه» در شیوه زندگی تغییر مسیر میدهد. در واقع، پس از عبور از آستانه فقر، رشد اقتصادی دیگر به تنهایی باعث خوشبختی بیشتر نمیشود و آنچه در مراحل پیشرفتهتر باعث جهش در سطح شادی عمومی میگردد، گسترش مردمسالاری، رواداری اجتماعی و برابریهای انسانی است که به شهروندان حس کنترل بر سرنوشت خویش را میبخشد. بنابراین، جوامعی که فضای بازتری برای ابراز وجود و انتخابهای فردی فراهم میکنند، به طور معناداری شادتر از جوامع اقتدارگرا هستند، هرچند که فروپاشی ناگهانی باورهای زیربنایی یا نظامهای سیاسی میتواند به سقوط شدید و طولانیمدت سطح رضایت در یک ملت منجر شود.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است