استعارههایی که برای توصیف ذهنهای گرفتار در باورهای افراطی به کار میبریم، اغلب آنها را به ظرفهایی تشبیه میکنند که یا توسط نیروهای بیرونی کاملاً تخلیه شدهاند و یا از تعصب و دروغ لبریز گشتهاند؛ این نگاه نادرست باعث میشود فرد از مسئولیت رفتارهای خود تبرئه شده و ذهن تنها به عنوان یک گیرندهی منفعل دیده شود که تحت اشغال نیروهای خارجی قرار گرفته است. برخلاف تصورات رایج که جزماندیشی را نتیجهی خاموشی کامل تفکر یا فشارهای محیطیِ گریزناپذیر میدانند، شواهد نشان میدهد که تفاوتهای فردی نقش مهمی در مقاومت یا پذیرش این باورها دارند و نمیتوان همه را صرفاً قربانی موقعیت دانست. در واقع، ریشهی این کجفهمی در دیدگاههای سنتی نهفته است که میان روان و بدن جدایی قائل بودند، در حالی که هر اندیشه و باوری در حقیقت یک نشانهی زیستی و مادی در دستگاه عصبی ماست. بنابراین، باورها صرفاً مفاهیمی انتزاعی یا محصول محیط نیستند، بلکه فرآیندهایی جسمانی محسوب میشوند که در لایههای سلولی نفوذ کردهاند و شناخت این پیوند عمیق میان ماده و معنا، کلید درک چگونگی شکلگیری تعصب و تلاش برای رهایی از آن است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است