مقدمه کتاب روانکاوی فروید را به عنوان یک **"گفتوگوی عجیب"** معرفی میکند که میراث پروژه ناتمام اخلاق یونان باستان برای دستیابی به **"یگانگی روان"** و خودآگاهی را به دوش میکشد,. فیلسوفانی چون افلاطون و ارسطو بهصراحت بیان کردند که فرد بافضیلت باید دارای یک **روان هماهنگ و یکپارچه** باشد، اما نتوانستند جزئیات این هماهنگی را تبیین کنند و عبارات آنها صرفاً به عنوان "جایگاههایی خالی" عمل میکرد,,. فروید و روانکاوی این شکاف را با وضع **قاعده اساسی** ("بیان هرچه به ذهن میآید بدون سانسور یا ممانعت") پر میکنند,؛ این قاعده روانکاوی را به **کاوش فلسفی حقیقتجویی** پیوند میدهد و آن را به یک **فضیلت بنیادین** تبدیل میکند,. اجرای این قاعده، فعالیت خودآگاه را وادار میسازد تا با نیروی داخلی که در برابر جریان آزاد آن مقاومت میکند (**ناخودآگاه**) روبرو شود,؛ ناخودآگاه نه یک قلمرو ممنوعه، بلکه **یک شیوه تفکر خاص** (فرایند اولیه) است که مشخصههایی چون **بیزمانی** و معافیت از تناقض دارد,. این فرایند درمانی به فرد امکان میدهد تا به طور فزایندهای از کارآمدی خودآگاه خود آگاه شود و در نهایت به **یکپارچگی روانی** دست یابد، به طوری که بخشهای عقلانی و غیرعقلانی روح با "یک صدای واحد سخن بگویند",
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است